ر
روزهاي زندگيمون ۱۱ سال پیش
جوک

مزاحم تلفني داشتم به شوهرم ميگم نميخوايي يه چيزي بگي ديگه مزاحم نشن؟؟؟؟
ميگه گوشيتو بده من....
با خودم گفتم الان چه دعوايي بشه!!!!!
بعد 5 ثانيه دقت كنين بعد 5 ثانيه گوشيمو بهم داد 0-0
ميگم خب چي شده؟؟؟؟
ميگه reject list رو زدم حالا هرچقدر ميخواد زنگ بزنه^______^
من-__- ديگه حرفي ندار�
غيرت:-(((((((((
مزاحم تلفني ^__*
شوهرم : همه چي آرومه من چقد خوشبختم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.