k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
جوک

K : E @@@@@
رفتم در خونه هر چی در زدم کسی درو باز نکرد . زنگ زدم بابام میگم : په کجایید شوما ؟
برگشته میگه : اااا بابا ما داریم میریم خونه عموت شهرستان دیدی یادمون رفت ترو ببریم
من :0_o
بابام : خانم دیدی گفتم : احساس میکنم یه چیزی جا گذاشتیم یا یه کاری رو انجام ندادی�
مامانم : چی رو ؟؟ به گلا آب ندادی
بابام : نه خانم اونو که یادم بود کامرانو یادمون رفت بیاریم ^_^
من : پدر من مگه چند تا بچه داری که یکیشو یادت رفت ببری ؟؟؟ تا بیایت من از گسنگی میمیرم
بابا : خوبه خوبه دیگه گوه خوری نکن برو خونه خالت ما دو سه روزه میاییم خدافظ
زن همسایمون اومد بیرون منو دید گفت : کامران پشت در موندی ، مامان بابات رفتن شهر خرید گفتن اگر تو اومدی کلیدارو بهت بدم ((((-:
منم که ناراحتم اخمو شده بود که بابام عنم کرده ده دقیقه بعد سیم کارت رایتل جدیدم رو گذاشتم رو گوشیم زنگ زدم بابا صدامو کلفت کردم
من : با صدای لرزون سلام آقای بوق من عزیزی هستم (همسایمون) آقا خونتون آتیش گرفته کجایید شما ؟؟؟
بابا : یا قران عزیزی راست میگی ؟؟
من : (با صدای ترسیده ) دروغم چیه سریع بیایت منم زنگ میزنم آتیش نشانی خدافظ
سریع سیم کارت رو عوض کردم بابام زنگ زد رو گوشیم
من : اوه مای گاد ، اوه مای گاد ، واتر بیارید واتر بیاریت ^_^
بابام :توله سگ داری چی میگی ؟؟
من : بابا داشتم به زبون مادریم میگفتم وای خدای من آب بیاریت ، بابا میگن : آدما تو لحظه های حساس و ترسناک به زبون مادریشون حرف میزنن ، از اول میدونستم من خارجیم منو از تو لندن دزدیت ؟؟ چطور دلتون اومد منو از خانوادم جدا کنید ؟ درست من خیلی خوجگل بودم ولی چطور دلتون اومد ؟؟خخخخ
بابام ؟ گه نخور توله سگ مگه وقت شوخیه میگن خونه آتیش گرفته
من : آره بابا داریم خاموشش میکنیم که دیدم سر کوچه از ماشین پیاده شد دون دون اومد طرفم (-: وقتی رسید یه نگاه به خونه سالم کرد یه نگاه به من کرد منم مثل فیلم وسترنا آروم رفتم کنرش دستم رو گذاشتم رو شونش گفتم : بابا خواستی خیتم کنی خیتت کردم و الفرارررررررررر
بابام : کامران ن ن ن ن کشته ای توله سگ
من : بابا گوه خوردممممممم بابا جوونی کردم بابا ببشقیددددد ، الانم دارم تو جوب واستون پست میزارم ^_^ دزیره ممنون حرفم واست مهم بود و پست گذاشتی

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.