یادم میاد کلاس سوم دبستان بودم ؛
یه شب دیر وقت خوابیدم ، صبح خواب موندم.
مامانم فک میکرد من رفتم مدرسه خب ؛
اومد منو با تشک جمع کرد :| گذاشت ی گوشه
منم ی دفعه بیدار شدم ... بلند گفتم یا علی ...مدرسم مامانمم جیغ کشید و با دسته جارو کوبید تو فرق سرم :(
هعی -_- یادش بخیر ...
هنوزم که یادش میفتم اشک گوشه ی چشمم جمع میشه.