ع
جوک

مکالمه مامانم و بابام:
مامانم :چای میخوری برات بریزم؟
بابام :آره خانوم، دستت درد نکنه
مامانم :پسرم پاشو واسه من و بابات یه چای بریز بیار............................... ..............................................................یه بار بابام گفت برو چایی بریز، منم گفتم تو نزدیکتری به آشپزخونه تو برو بریز بیار بخوریم!
پا شد رفت اون سر پذیرایی نشست گفت حالا تو نزدیک‌تری، تو برو بریز بیار بخوریم........................................................................ توکه رفتی ....من به مهم ترین چیزای زندگیم بی اعتنا شدم
.
دیگه برام فرقی نمی کنه تودست شویی کدوک وری بشینم..............................................................................................

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.