تواتاق بودم تلفنم دستم هرچي مامانمو صدا زدم بياد تلفونو ازم بگيره بزاره سر جاش نميشنيد منم از اون بچه هاي شيطونو تنبل روزگار حال نداشتم برم تلفونو بزارم سر جاش خسته بودم خسته گفتم چي كار كنم چيكار نكنم فكر كردم ديدم مامانم پيشه خواهرمه تو اتاق منم شماره خواهرمو گرفتم حالا مكالمه ما
من الو سلام بهاره تويي
اون كانيo-o
من به مامان بگو بياد گوشيو ازم بگيره قطع كرد�
يعني خودم كه غش كردم از خنده همش به كنار اون الو سلام گفتنم يه طرف
منo-o
ناساo-o
ادگارد الن پوo-o
با اوناo-o
مخابراتo-o