س
سپهر - ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز داشتم کمدهای مامانم رو تمیز میکردم ، خیلی اتفاقی دفترچه خاطراتش رو
پیدا کردم.
گفتم ااا چه خوب بخونمش .
بعد همینطوری یه صفحه ای رو باز کرد دیدم نوشته تولد بدبختی : سپهر (منو میگه )
نگاه که کردم نوشته بود : خدایااااا . . . آخه من چه گناهی کرده بودم که این شیطان
افتاد تو زندگیم . . . چرا . . . آخه چرا . . . ( فکر کنم میخواسته به خدا نامه بنویسه انگار )
بعد یه غول خیلی بی ریخت و زشت هم پایینش کشیده بود . . . .
این که هیچی بعد یه فلش زده بود نوشته بود بچم !!!! :o
همونجا بود نگام افتاد به صفحه ی بعد که خط خطی بود !!!:/
(اعصاب نداشته مادر ما اون موقع خخخخخ)
دیگه هیچی از زندگی نا امید شدم:(
بچه ها برام دعا کنید :|

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.