حالت اول:
مامانم(با حالت عصبانی): اااااا؟ کی در این قوری رو شیکونده؟
حالا حرفای سه تا پسراش
داداشم: همه چی آرومه/من چقد خوشحالم...
اون یکی داداشم: مجیــد(منو میگه) این هنزفری منو کدوم گوری گزاشتی؟
من: در حال صوت زدن و درو دیوارو نگاه کردن ^_^
حالت دوم:
مامانم(با خوشحالی): اااااا؟ کی حیاطو شسته؟
داداشم: من مامان
اون یکی داداشم: قشنگ تمیز کردم مامان؟
من: تــازهههه باغچه رو هم آب دادم ^_^
مامانم :|
ما سه تا اعجوبه :)))
حیاط O_O
خواهرم که حیاطو شسته O_o
یعنی من کشته مرده ی این روابط خوانوادگیم