<p>
وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟
هیچی ، باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده</p>
@علی اسدی · ۵۰۰ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۵۰۱ رأی)
<p>
وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟
هیچی ، باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده</p>
<p>
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن / ابتدای یک پشیمانیست حرفش را نزن / گفته بودی چشم بردارم از چشمان تو / چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن .</p>
<p>
در دنیا باشید ، ولی با دنیا نباشید
در دنیا زندگی کنید، ولی از دنیا بگذرید . . .</p>
<p>
در نبودت شعر گل ماتم شود / قامت یاس و اقاقی خم شود / روح من هر دم تو را خواند ولی / در حضورت آتش جان کم شود .</p>
<p>
یه جهان قاصدک ناز به راحت باشد / بوی گل ، نذر قشنگی نگاهت باشد / خداوند شب و روز تمام لحظات / پشت و پناه تو عزیزم باشد .</p>
<p>
ای ثانیه ها مرا تب آلود کنید / سرتاسر خانه را پر از عود کنید / چشمان حسود کور ، عاشق شده ام / اسفند برای دل من دود کنید .</p>
<p>
دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که ازشون متنفری هر روز میبینی
ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی …</p>
<p>
سکوت و خلوت بغض شبانه / چه دلگیر است بی تو حجم خانه
تو رفتی و دلی دارم که هر دم / برای گریه می گیرد بهانه</p>
<p>
بهار من مرا بگذار و بگذر / رهایم کن برو دلدار و بگذر
من عادت می کنم اینجا به غمها / مرا پر کن از این اجبار و بگذر</p>
<p>
من ماندم و حلقه طنابی در مشت / با رفتن تو به زندگی کردم پشت
بگذار فردا برسد می شنوی / دیروز غروب ، عاشقی خود را کشت</p>
<p>
کلاغ جان …قصه من به سر رسید …سوار شو …تو را هم تا خانه‌ات می رسانم</p>
<p>
میخوای کسی فراموشت نکنه ازش پول قرض بگیر!!!...</p>
<p>
در شب تاریک گر نتوانی شوی خورشید، مهتاب باش...... البته میتونی‌ کرم شب تاب هم باشی‌!...</p>
<p>
آفتاب که میتابد، پرنده که میخواند و نسیم که می وزد،
با خودم میگویم حتمأ حال تو خوب است که جهان این همه زیباست</p>
<p>
آدم مرد باشه و از تو آشغالها نون دربیاره بهتره تا اینکه آشغال باشه و از نامردی نون دربیاره…</p>
<p>
این منم پنهانترین افسانه ی شبهای تو / آنکه در مهتاب باران شوق پیدایی نداشت
خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم / زیر باران نگاهت شعر معنایی نداشت . . .</p>
<p>
همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن . . .</p>
<p>
قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می خورند</p>
<p>
سراسر خواب من کابوس، کابوس / ندارم در شبم فانوس، فانوس
به دل آمد بگویم من تو را دوست / ولی لب وا نشد، افسوس، افسوس . . .</p>
<p>
رها کردی چرا دست دلم را؟ / به خاک و خون کشیدی حاصلم را
مرا تو می‌کشی صدبار در روز / ولی من دوست دارم قاتلم را . . .</p>