<p>
عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن است
گوش کردن نیست ، درک کردن است
دیدن نیست ، احساس کردن است
جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است
حتی تنها . . .</p>
@علی اسدی · ۵۰۰ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۵۰۱ رأی)
<p>
عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن است
گوش کردن نیست ، درک کردن است
دیدن نیست ، احساس کردن است
جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است
حتی تنها . . .</p>
<p>
این موهبت الهی ست صبح چشم بگشایی و یادت بیاید دوستی داری آبی تر از آسمان ، زلالتر از شبنم و روشنتر از صبح</p>
<p>
من هم یک روز اسکانیا بودم! غم روزگار این چنینم کرد! (نوشته های پشت یک نیسان!)</p>
<p>
باشه، من به تو نمیام….اما لطفا تو به خودت بیا</p>
<p>
بشکن دلم که رایحه ی درد بشنوی / کس از برون شیشه نبوید گلاب را</p>
<p>
اگر بپرسند آخرین نفست به یاد کیست گویم یاد کسی که بی وفایی در ذاتش نیست</p>
<p>
گلی دارم به دور از دیدگان ولی مخفی میان قلب و جانم / که گهگاهی کند یادی زخاکش فدای آن رفیق و قلب پاکش</p>
<p>
چه جمله عجیبی است دوستت دارم…
هرکس میگوید عاشقتر میشود و هرکس میشنود بی تفاوتر…</p>
<p>
باز هم از یاد تو ، شعله به پا خواسته / آتش سرخش ز نور ، قلب من آراسته
زردی روی مرا ، نیک تماشا نما / شمع وجود من از دوری تو کاسته</p>
<p>
دل صدچاک ما را تیغ ترحم بدرید / دل ما را به همان قیمت ارزان بخرید
دل من گرچه شکسته ، گوهری ناب شده / عشق در قلب تو آن تحفه ی نایاب شده</p>
<p>
ای که در دنیای من پیدا و ناپیدا شدی / چشمهای روشنم را عاشق و شیدا شدی
ای تو با رخش نگاهت بر دل من تاخته / این دل من ، رو بروی تو خودش را باخته</p>
<p>
عشق یعنی گم شدن پیدا شدن/ عشق یعنی غرق در رویا شدن
عشق یعنی حسرت دیدار تو/ عشق یعنی من شوم بیمار تو</p>
<p>
عاشق شدم و عشق مرا بد نام کرد / داروغه شنید و مرا زندان کرد
در خلوت زندان به خود نالیدم / عاشق شود آنکس که مرا عاشق کرد</p>
<p>
فدای ناز عشقت ناز دانه / که عشقت کنج دل زد آشیانه
به یاد سوزش مجنون ز لیلی / به یادت سوختم در این زمانه</p>
<p>
۱ دونه دوست دارم چون یدونه ای، دو تا دوست دارم چون دومیت وجود نداره ،صد تا دوست دارم چون تا صد ساله دیگه هم که بگردم، مثل تو را پیدا نمی کنم</p>
<p>
از خدا خواهم نبخشاید تو را / این چه رسم دوستی باید تو را
تو که می دانی در قلب منی / این همه دوری و بی مهری چرا ؟</p>
<p>
نترس از شب مستی، بیا و عاشق باش / فروغ دیده مجنون، بهای صادق باش
من و کبوتر عاشق به روی یک دیوار / دو پنجره، دو ستاره فدای یک دیدار</p>
<p>
عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید، ولی نمی دانم چرا به تو که میرسم نمی دانم مهربانی چه رنگی است . . .؟</p>
<p>
کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد
کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد</p>
<p>
تو همان مهربانی هستی؟! یا مهربانی همان توست؟!
نمی دان�
فقط می دانم بی شک با هم نسبت نزدیکی دارید</p>