ع

علی اسدی

@علی اسدی · ۵۰۰ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۵۰۱ رأی)

آ
آرتین ۱۳ سال پیش
پیام

ای دنیا... خنده ام می گیرد از تقلاهایت... که چگونه در پی آنی که زمینم بزنی...
ای دنیای پر از سراب این را بدان:
اگر تمام غم هایت را بر دلم فرو ریزی، هرگز در مقابلت کمر خم نخواهم کرد.
اگر تمام دردها و رنج هایت را بر سرم آوری، هرگز در مقابلت زانو نمی زنم.
اگر تمام سختی ها را زمینه راهم کنی، هرگز زندگی را در مقابلت نمی بازم.
اصلا هر چه خواهی کن، هر چه خواهی باش... ولی همیشه این را بدان
من، خدا را دارم.

آ
آرتین ۱۳ سال پیش
پیام

زندگی گریه نوزادی است / در لحظه زایش / به زبان دل خویش
زندگی فرصت خندیدن دل / زندگی گریه شوق / از پی وصلت عشق
زندگی غلغله جوشش آب / داخل ظرف سماور / به کنارش قوری
زندگی بارقه نور امید / در پی یافتن راه شفا / به مریضی که جوابش دادند
زندگی آینه پاکیهاست / زندگی آشتی شب پره هاست
زندگی لحظه دیدار دو دوست / بعد یک عمر، فراق
زندگی صفحه شطرنج دل است / زندگی قدرت یک کیش رخ است / تا که با لبخندی / کندش مات ، شه نومیدی را

آ
آرتین ۱۳ سال پیش
پیام

سلام خدای مهربون من...
میدونم چند وقته بهت سر نزدم، میدونم ازم دلخوری، میدونم پر از بار گناهم !
خدا جون دلم واست خیلی تنگ شده!
یه مدته بودنت توی زندگیم کمرنگ شده!
خدا جون نمیدونم چرا دیگه صدای اذونت آرومم نمیکنه !
یه مدته شنیدن صدای “الله اکبر ” اذونت مضطربم میکنه !
خدا جون … تو کمکم کن !!
نذار از تو تهی بشم ، نذار با نبودنت بمیرم !

آ
آرتین ۱۳ سال پیش
پیام

من محبت را از قطره های باران بر علفزار آموخت�
من زندگی را از امواج طوفانی شب دریا آموخت�
من وفا را از کبوتران بر شاخه های خشکیده آموخت�
من ایمان را از کودکان معصوم آموخت�
و من آموختم هر چه را که می خواهم فقط از معبود یکتا بخواهم

آ
آرتین ۱۳ سال پیش
پیام

تو خدایی و بتو بنده منم ای خدا بنده شرمنده من�
من ز فعل بد خود دلگیرم بار عصیان بنموده پیر�
گر نباشم بدرت روی سفید من غلامم به حسین شاه شهید
جان آقای من آن تشنه جگر از گناه من عاصی بگذر
خدایا به آن ساعتی که حسین آمد جلوی خیمه ، همه را آرام کرد چند قدم دور شد یک وقت نگاه کرد دید یک خانمی هی روی زمین می نشیند هی بلند می شود به سر وسینه می زند مهلاً مهلا ، یا بن الزهرا. برگشت دید زینب دارد می آید ایستاد و فرمود خواهر مگر نگفتم از خیمه بیرون نیا . صدا زد حسینم یاد وصّیت مادرم فاطم افتادم ، زینبم من کربلا نیستم بجای من زیر گلوی حسینم ببوس ، زیر گلوی حسینش بوسید .

آ
آرتین / ملایر ۱۳ سال پیش
جوک

همین لپ تابم ( قابل توجه دوستان مارکش اپل هست) تو حلقم اگه دروغ بگم
یه روز رفتم دانشگاه دیدم تمام کلاسها خالیه و منم بیکار بودم و حوصلم سر رفته بود که یکدفه شیطون اومد سراغم و وسوسم کرد تا یه کار بسیار زشتی انجام بدم منم رفتم تمام تخته پاک کن های کلاس ها رو برداشتم یه جا قایم کردم که جن ها هم نتونن پیداش کنن !
چند دقیقه بعد سر و کله دانشجوها و استادان پیدا شد
از ادامه دادن ماجرا معذورم چون باید خودتون اونجا بودید و می دیدید چه اتفاقاتی افتاد فقط میتونم بگم دانشگاه تا دو روز تعطیل بود
اون روز خیلی خوشحال بودم چون باعث شادی هزاران دانشجو شدم امیدوارم خدا بخاطر این کار خیری که انجام دادم از شدت عذاب قبرم کم کنه
فقط خدا کنه نفهمن کار من بوده وگرنه فکر کنم کلا از ایران تبعید بشم به صحرای افریقا