m

mobina

@mo bi na · ۹۲ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۱۵ رأی)

#
#83mobina_mm1012 ۸ سال پیش
پیام

«زندگی شیشه ای»
عصبی و بی قرار پله ها را دوتا یکی طی میکرد. به قصد انتقام آمده بود
انتقام بابت خیانت های همیشگی که در ذهنش بالا و پایین میپرید.
نفسهایش تند و بی قرار و دستش دور جسمی سخت محکم گره خورده بود. با دیدن یک جفت کفش مردانه پشت در خانه اش اختیار از کف داد،در را باز ضربه محکمی باز کرد. همسرش را با موهای آرایش داده و لباس نسبتا باز در حالیکه گونه مردی را میبوسید دید.
مرد آشنا بود اما ذهن پر از حرص و خسته اش توانایی یادآوری را نداشت.
زن با دیدن شوهرش در آن حال خنده روی لبهایش ماسید مرد اخمش را بیشتر در هم کشید و دستش را به دور جسم سخت محکم تر کرد، جلو رفت، یقه مرد غریبه را گرفت و خشمگینانه فریاد زد.
همسرش لب میزد اما صدایی نمیشنید
از سکوت مردک م ت ج ا و ز به حریم خانه اش کلافه و مشتی به صورتش کوبید. زن حمایتگرانه میان دو مرد سینه ستبر کرد
همین حمایت کافی بود تا عصبانیت به حد اعلا برسد و او به سمتی پرتاب شود. ناگهان
سگ سیاه و مخوفی از ناکجا ظاهر و به سمت مرد خشمگین یورش برد.
مرد به سرعت چاقو را تا دسته به سینه مرد متجاوز که به حمایت از سگ مخوف به او حمله کرده بود فرو برد و بی توجه به خون سرخ میان دستانش به طرف سگ رفت و آنقدر گلویش را فشرد که از روزه افتاد
خانه در سکوت مطلق فرو رفته بود. مرد سرمست از لذت انتقام روی زمین سرخورد و آرام چشمانش را بست،گویی در خوابی عمیق فرو رفته بود. وقتی چشم گشود شب شده بود
نگاهی به اطراف انداخت
یک چاقو تا دسته میان سینه پسر ۱۸ساله اش که برای مرخصی یک روزه از سربازی آمده بود جاخوش کرده بود همسرش درحالیکه برکه ای خون زیر سر داشت و رنگی به رو نداشت کنار دیوار خوابیده بود لکه های خون روی پیراهنش به او دهن کجی میکرد.
ناباورانه به سمت جسم سیاه رنگ و مچاله شده رفت
چشمانش از تعجب و وحشت گشادشده بود
دختر کوچولوی سه ساله اش بود که با ریختن موهای به رنگ شبش در اطراف صورتش چون جسم سیاه به نظر می آمد
چرخاندش
روی گردنش جای دستان پرفشاری دیده میشد
صورت قشنگش کبود و چشمان سیاهش به طرز وحشتناکی از حدقه بیرون زده بود.
کمتر از یک ساعت بعد بعد از انتقال اجساد به پزشکی قانونی مرد شکست خورده در حالیکه دستبند به دست داشت از خانه اش خارج شد
خانه ای که روزی مامن امن خانواده ۴نفره اش بود
او جانی نبود... قاتل نبود... دیوانه نبود... او فقط شیشه مصرف کرده بود...

#
#83mobina_mm1012 ۸ سال پیش
جوک

مرسی وختی که نداشتم به پستام حسی
بارون لایک رسید
مرسی حتی از تایید نکردنا مرسی
ممنووون مرسییییی
هرچی لایک از انگشتت میاد بده بیاد انرژیا
باورم نمیشه همه پستام تاییدن
منی که یه قانون شکن واسه مدیر بود�
باورم نمیشه برام لایک میزنن هی
همه جا پستایی که من میزارمهههه...
#موزیک مرسی از تتلو«ورژن مبینا فورجوکی»البته این شعر تقریبا رویایی بود چون من تاحالا 29تا پست گذاشتم بعد اونوخت بااین پست همش12تاش تایید شده :-Dولی دمتون گرم خوب لایک میزنینD-;
ILove you 4JoÒöøôőōơ¤ok

#
#83mobina_mm1012 ۸ سال پیش
جوک

ساسی مانکن است دیگر...
دلش میخواهد در کنسرتش خودش بگوید"وااای چقد مستم من"و خودش هم به خودش جواب بدهد"آخ ببین بدنمو راه رفتنو تاب کمرمو"ودوباره بگوید"وااای چقد مستم من"و خوش هم به خودش جواب بدهد"آخ ببین عشوهامو چنتا ازون چشمهامو"بچه کمبود محبت داره!^_^
نکنه باز طلا گلزار(دوس دخمل جیگرش)ولش کرده رفته o_O

#
#83mobina_mm1012 ۸ سال پیش
جوک

یه شبایی گذشت اما ما اصن ازش نگذشتیم...!
یه شبایی هم بد گذشت...سخت گذشت...
یه شبایی داد زدیم اما جز دلمون هیچ کس صدامونو نشنید...!
یه شبایی همه چیز بود بجز اونی که باید می بود...
یه شبایی هوا عجیب دونفره بود اما همون شبا ما بودیمو تنهاییمون...
یه شبایی نفسمون برید از این همه بغض...
یه شبایی نفس کم آوردیم اما دووم آوردیم!...
یه شبایی فقط زنده بودیم...زندگی نکردیم!
یه شبایی زنده هم نبودیم...فقط بودیم!...همین...
حالا یک دقیقه سکوت بخاطر همه این شب هایی که با اندوه سپری کردیم...شب هایی که شاید بارهاو بارها توی تنهاییمون شکستیم و هیچکس نفهمید جز دلمون...دلی که بازی خورده بود و بوی سوختگی می داد!

#
#83mobina_mm1012 ۹ سال پیش
جوک

خرداد بودو فصل بدبختیا!سرکلاس ریاضی بودیم که دبیر ریاضیمون (فکنم از تیمارستان فرار کرده!)گف تو این چن هفته چندتا امتحان ریاضیه مهم دارین که...
منم جوگییییر یاد موزیک«استاد»ساسی افتادمو نزاشتم بقیه حرفشو بزنه بلند گفتم: اسفندو دی و خردادو مرداد امتحان(ساسی اینجاش میگه مهمونی ولی من گفتم امتحان موشکلیه؟)آخه چکاریه استاد استااااااد دلا دلا دلا دلا استاااااد چرا چرا چرا چرااااااا ینی میزو صندلی تو کلاس نموند !جیغ بروووووو بییییروووون!تابه خودم اومدم دیدم پشت درکلاسم:( هیچی دیگه با یه نمره منفیه انظباطی و هزارتا بدبختی و ضمانت ناظم رام داد بلاخره سر کلاس(زنیکیه عقده ایه روانی)(خانم بوق!اگه اینو میخونی من مبینا بوق نیستما!)
ایییش همینه دیگه استعدادامو کور کردین من که میدونم به صدام حسودی کرد ;-)
چه میشه کرد مبینا عاشق ساسی است دیگر!

*
***83mobina_mm1012** ۹ سال پیش
جوک

دیدین تو خندوانه وختی هرشب بین تماشاچیای استودیوقرعه کشی میشه یه جایزه مسخره داره(جمله محبت آمیز به یک عزیز)چن وخ پشی این به یه پسره افتاد^~^بعد رامبد بهش گف به کی تقدیم میکنی گف بع پنچ نفر!رامبد گفت کیا؟پسره گف مامانم بابام خواهرم و دوتا ازدوستا�
جملشو که گف رامبد گف اسم دوستات چیه؟پسره گف اوووم یکیش محمد اون یکیشم خوب نمیشه اینجا بگم;-)رامبد گف اوووو یه کاری کرده که نباید میکرده هههه خانوم قول بده همیشه کنارش باشیو تنهاش نذاری^-^حالا ماتو خونه از خنده منفجر شدیم مامانم میگه به چی میخندی(بنده خدا فک کرده من نمیدونم دوس پسر/دختر چیه!)میگم به حرف رامبد و اون پسره دیه میگه آره حتما اسم دوستش زششت بود مثلا غلی تقی نقی خجالت کشیده بگه منم نفسمو حبس کردمو گفتم نوچ مامی دوس دخترشه!^-^طفلی مامیم به روش نیاورد ولی بابام چش قره ای نسارم کرد!ایش انگار من دوس دختر داشتم(که دارم البته دوس پسر چون خودم دخترم)
3ILove you 4Jok>

*
***83mobina_mm1012** ۹ سال پیش
پیام

شبو روزت شده عاشقی که بافکرش دلت خا�
حتی یکبار نگفته بهت که من یک دنیا میخامت
حالا پرپر زدی هردم که غصه داره بیتابه
فقط فکرش همین بوده امشب مهتاب میتابه
امشب خیرست به ماهتون دیگه قفل نگاهتون
به آسمون شب هر شب میاد خاطره یادتون
یه غروب خسته بی لیلی
دیگه تنها شده خیلی
میزاره میره خیالش نیس
آخه یارش کنارش نیس
یادگاری ردپاهاشه
روی برفا که همراشه
چشم خونو دل داغون
یکی آرزوشه باشه
3>3>3>3>3>3>3>3>3>3>

*
***83mobina_mm1012** ۹ سال پیش
جوک

ضرب المثل های معروف ورژن 2017
*************************************************
1-دختر/پسرتکپر گلیست ازگلای بهشت
(فرزندصالح گلیست ازگلای بهشت)
2-هیچ دختری نمیگه من ترشید�
(هیچ بغالی نمیگه ماست من ترشه)
3-ازین کوچه به اون کوچه پردافه
(ازین سطون به اون سطون فرج است)
4-کلیپس به کلیپس میگه کوهان شتر
(دیگ به دیگ میگه روت سیاس)
5-شماره دافه بگیری پاته نگیری پاته
(آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته)
6-وحتی قبل ولنتاین باهم کات میکنن«کادوی نگرفته ودهن بی شکلات»
(آش نخورده ودهن سوخته)
7-دختر/پسره تودلش خطاب به مخاطب خاص پولدارش
«عشقم(بالحن هدیه،فریبا حالاهرکوفتیه عاشقانه بخونیین)تاپول دالی رفیقتم عاشق بوووووقتم خخخخخ»
*************************************************
......تو روح هرکی که کپی کنه اینا دست رنج مخمه