L

LMFAO

@jabriha · ۹۱ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۳۲ رأی)

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از عجیبترین خاطراتم ..
3-2سال پیش یه مسابقاتی برگذار شد برای کسایی که کیک بکس بلدن.بعد ما هم رفتیم .دیدیم حدود 100 تا 150 نفر اومدن واسه دیدن مسابقات ...یه 20 نفر شرکت کننده.
ما ثبت نام کردیم ..خیلی شانسی الکی هیی بردیم بردیم که رسیدیم فینال .رفتم تو زمین دیدم ااااااااااا حریفم یه غول به تمام معناست(الان دوستم شده)بعد گفتم اگه من با این بازی کنم 100% میبازم ...یه فکر شیطانی به سرم زد ..رفتیم تو زمین .طرف گفت شروع طرف اومد بزنه داد زدم وا وایساااا همه ساکت شدن اونم وایساد .من شروع کردن به رقصیدن و خوندن هوپا گانگنام استایل ایییییییییییی ...کل سالن رف هوا بنده خدا گاردشو اورد پایین من هم زبل قشنگ با مشت زدم تو چونش (میدونید که اگه بزنید تو چونه کسی اگه قوی ترین مرد جهان هم باشه میخوره زمین .گیج میشه)حالا من زدم اون بنده خدا سرش گیج رفت افتاد زمین بلند هم نشد و من (داداشتون)بردددمممممم...
پی نوشت :سال بعدش دیگه گولمو نخورد چنان لگدی زد بهم که از زمین مسابقه پرت شدم بیرون ....(نامردی شد در حقم)

p
party rock ۱۱ سال پیش
پیام

جوکر(هیث لجر):من ﻳﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ . ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻴﮑﺮﺩ ﻭ ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ بدﻫﻲ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﻃﻠﺒﮑﺎﺭﺍ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮ ﺧﻂ ﺧﻄﻲ ﮐﺮﺩﻥ
ما پوﻟﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﺮﺍﺣﻴﺶ ﻧﺪﺍﺷﺘﻴﻢ ،
ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﺧﻤﺎﺵ برام ﺍﻫﻤﻴﺘﻲ ﻧﺪﺍﺭﻩ ،
ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﻦ ﻳﻪ ﺗﻴﻎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﻢ ﻭ
ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﮐﺮﺩﻡ ، ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻲ ﺷﺪ؟ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﺍﻳﻨﺠﻮﺭﻱ منو ﺑﺒﻴﻨﻪ ﻭ ﺗﺮﮐﻢ ﮐﺮﺩ
"ﺣﺎﻻ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣﻴﺨﻨﺪﻡ" !

p
party rock ۱۱ سال پیش
پیام

باب اسفنجی: پاتریک ما دیگه پول دار شدیم .
پاتریک:ارههه دیگه من میخوام یه هواپیما از جنس طالا بخرم.
باب اسفنجی:اااا پاتریک هواپیما از جنس طلانمیتونه پرواز کنه.
پاتریک:باب اسفنجی ما دیگه پول داریم قوانین فیزیک رو ما تاثیر نداره.....

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

این خاطره من بر میگرده به 6 سال پیش ..اولین روزی که من با سایت 4جوک آشنا شدم یادمه 6سال پیش روزانه می تونستی 5تا پست بزاری بعد اینقدر سایت خلوت بود که طرف 5تا پست پشت سر هم گذاشته بود منم اون موقع با اینترنت دایل آپ میومدم تو سایت هی میخندیدم .یادمه اولین پستمو که میخواستم بزارم اینقدر فکر کردم که چی بزارم که داشت مخم سوت میکشید.یه چیزی از خودم در اوردم گذاشتم بعد از این که قبول شد خونرو گذاشتم رو سرم .6سال پیش کجا الان کجا .اون موقع اول راهنمایی بودم الان سوم دبیرستانم ...و بد ترین شکستمو وقتی خوردم که یکی از خاطرهام قبول نشد تا یه دو سه روزی تم افسرده بودم دی:
راستی اگه برین صفحه های آخر سایت یعنی 600 یا 700 جوک های اون موقع رو داره ...جوک هم جوکای قدیم..

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

یادمه یکی از بچه های کلاس ما خیلی قشنگ میتونست ادای فردوسی پورو در بیاره .بعد ما شماره دبیر فیزیکمون رو پیدا کردیم رفتیم با تلفون عمومی زنگ زدیم بهش حالا دیالوگ رو نیگا:
دوستم:(با لحجه فردوسی پور)سلام خدمت شما .شما تو برنامه 90 برنده جایزه شدید
دبیر ما:اااا سلااااام آقای فردوسی پور وای خیلی خوسحالم من شما رو خیلی دوست دارمممممم.همیشههههه برنامه شما رو نگاه می کن�
دوستم دیگه نتونست تحمل کنه پا تلفن ترکید از خنده. قطع کرد......دبیرمون تا یه هفته قیافش شبیه کسایی بود که شکست عشقی خورده بود...

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

سر کلاس دینی بودیم بعد دبیرمون داش در مورد یه چیزی بحث میکرد .منم رفته بودم ته کلاس نشسته بودم پیش دوستم .بعد دوستم داشت با هندزفیری آهنگ گوش می داد بهش گفتم بزار منم گوش کنم گف نه ..منم سیم هندزفیری رو از موبایلش کشیدم بیرون .یه دفهههه آهنگ تو کل کلاس پخش شد ...باااااا صدااااای بی صدااااااااا مثهههه یه تق دوستم قطش کرد .دبیرمون گفت برام مهم نیست کی بود ولی برید خدارو شکر کنید من حالم خوبه وگرنه اون موبایل رو میکردم تو حلقتون /اینم بگم دوستم تو زنگ تفریح عین تام و جری افتاده بود دنبالم...

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

اقا مدرسه ما دو طبقه هست(طبقه دوم سالن امتحاناس) بعد سال پیش یادش بخیر سال دوم دبیرستان بودم روز قبل از چهارشنبه سوری اومدم با دوستم مدرسه. امتحان داشتیم.من تو خونه یه فیتیله بزرگ پیدا کرده بودم بعد گذاشتمش رو یه کپسولی و یه کپسولسی دیگه رو بهش چسبوندم بعد میخواستن زنگ دوم امتحان عربی بگیرن.منو دوستم رفتیم تو سالن امتحانات کپسولی رو گذاشتیم تو سالن روشن کردیم سریع رفتیم سر کلاس ...بعد از دقیقا!!!18ثانیه یه چیزی گفت بووووووووووووووووووووم مدرسه لرزید در حد جام جهانی در کل مدرسه ریخت بهم .بگم که امتحان سر کلاسا برگذار شد چون کسی جرعت نداشت بره سر سالن امتحانات .ووووو تا آخر سال تحصیلی یادمه ناظم داشت دنبال کسی میگشت که این کارو کرده اینقدر صداش خفن بود .....

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

تو یه برنامه دیدم که طرف میگفت من تنوع رو دوست دارم مثلا صبحونه پیتزا میخورم ناهار کره عسل .منم گفتم خب منم یه بار اجرا کنم ببینم چی میشه ...صبح شد من به جا صبحونه یه همبرگر خوردم با بستی ..به ناهار نکشید اینقدر حالم بد شد که نگووووو..حتی مدرسه نرفتم.فرداش ناظممون گفت چرا نیومدی ؟گفتم اینطوری شد ...اینقدر خندش گرفت که سرخ شد ..از اون به بعد هر وقت هم غیبت میکنم میگه باز به جای صبحونه همبرگر خوردی...

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

دبیرستان ما یه چندتا در داره که شیشه ای هستند .خیلی هم زیاد تمیزش میکنند و همیشه ناظممون میگه بازشون بزارید ..یکی از اون در شیشه ای ها تو راهرو ماست .....یه روز بچه ها داشتن تو راهرو دعوا میکردند یه 7نفری داشتن میزدن تو سرو کله هم در شیشه ای رو هم بسته بودن که صدا نره بیرون ....همه مشغول بودن کتک کاری بودن که یکدفعه ناظممون از اون ور شیشه بچه هارو دید یه داد زد .همه بهش نگاه کردن .دوید سمت در یکدفعه (بوم) با کله رفت تو شیشه بخش شد زمین .همه یه نگاه به هم دیگه کردن و ترکیدن از خنده ..و از حرکت شیخ (ناظم) مریدان(بچه ها ) جامع از تن دریدن و راه بیابان را درپیش گرفتند...

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

با دوستم رفته بودم آلمان .بعد تو خیابون داشتیم راه میرفتیم که من یکی رو دیدم که یه قیافه خیلی خفنی داشت ریشو سیبیلو بلند کرده بود بعد از وسط زده بودشون(توصیف کردنش خیلی سخته)..بعد گفتم ساسان ساسان ریشو سیبیله اینو نیگا .بعد مرده برگشت به فارسی گفت مگه سیبیلای من چشه ؟....منو میگی شدم عین پوکر فیس...گفتم هیچی خواستم بگم سیبیلاتون عین مال بابامه ..بعد برگشتم دیدم دوستم داره خودشو گاز میزنه از خنده ..شانس مارو نیگا والا

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز ما با دبیرمون رفته بودیم رستوران (حدود 10 نفر بودیم) بعد امروز دبیرمون اومد سر کلاس گفت :بچه ها من دیگه باهاتون بیرون نمی یام ..گفتیم چراااااا؟ گفت :اخه اون غذایی که من خوردم مزه ع...ن می داد .یکی از بچه ها بلند شد گفت :اقاااا شما از کجا میدونید مزه ع...ن چطوریه ؟
همه در تعجب بودند وووو منتظر حرف دبیر بودند تا جامه از تن بدرند و به بیابان ها بروند که دبیر گفت: از عمت پرسیدم.....بچه که جامه از تن دریدن هیچ .یه دور .دور زمین هم زدن

p
party rock ۱۱ سال پیش
جوک

دبیرستان ما از اون دبیرستاناس که به درس هایی مثل تاریخ جغرافی آمار زیاد توجه نمی کنه .آخر سال هم سوالاشو میده میگه برید بخونید همینا سواله .بعد ما یه دبیر آمار داشتیم اولین روز مدرسه اومد گفت برام مهم نیست چی کار میکنید سر کلاس با هم دعوا میکیند یا حرف میزنید یا به من گچ پرت میکنید برام مهم نیست .موقع درس گوش بدید.اقااا کاشکی این حرفو نمیزد .در کل که کلاس رو هوا بود موقع درس هم تا بر میگشت تا تو تخته بنویسه نزدیک به 25تا گچ به سمتش پرت میشد ..یه بار هم اومد برگرده یه گچ خورد تو چشش ....جلسات آخر هم بچه ها آب پاش اوردن خیس خالیش کردن .ولی نامرد بعد به ناظم گفت .ناظم هم بماند چی کار کرد ولی تلافی یک سالو در اورد ......نامرد !!!