بهش گفتم دوستت دارم....
.
.
.
.
بحثو عوض کرد!!بیشعووورررر!!!....خدایی خیلی بهم بر خورد:))))
@ع ز ز م ش · ۹۶ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۱۷ رأی)
بهش گفتم دوستت دارم....
.
.
.
.
بحثو عوض کرد!!بیشعووورررر!!!....خدایی خیلی بهم بر خورد:))))
...و بدنیا آمد....بزرگ شد...عاشق شد....خیانت دید...بیخیال دنیا و آدماش شد....سکوت کرد...سکوت کرد...سکوت...
من از تو میگذرم تا .....به تو برسم....دراین هیاهوی دنیا،سکوتت بدجور درونم راشلوغ کرد....ای هم نوعی از وجودم.....دوستت دارم.
ساعت 2و نیم شب بود....یهو صدای نوزاد در آوردم گفتم من بدنیا اومدم:))))
(تولدم بود)....مامانم یهوباترس و تعجب بلند شد ...بعدش ی لبخند زد....داداشم داد زد ببند اون"سانسور"...
بابام: اون ک کلا سانسور!!!
من:))))))))
عواطف درونم:((
سوسک زیر پتوم°-•
گاهی لال میشود آدم...
حرف دارد؛ولی....
کلمه ندارد....!!!
هیییییی یارووووو......
یاد روزای باهم بودنمان بخیر.....
"عشق" دیرینه و کپک زده و فاسد من!!!!!
تولدت مبارک!.
حال عجیبی دارد این روزهای من...گیر کرده ام....
بین"ساعتی "که"نمیگذرد و...
"عمری "که به سرعت"میگذرد."
شازده کوچولو پرسید:غم انگیز تر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟!
روباه گفت:بری و کسی متوجه نشه...
بهش گفتم خداحافظ تا ابد....اونم رفت !!!بابا من منظورم خدا حافظ،پناهت،محافظت،نگه دارت باشد تا ابد بود!!!بی جنبه شدنا مردم○_• !! ...خداحافظ بد در رفته والا!!!!!
سلام.
یادم میاد چندین سال پیش ی برف سنگین اومد بعدش ...ی روز کنار خونمون ی گودال تقریبا بزرگ بود ک توش پر بود از آب یخخخخخ ،عاقا منم افکار شیطانیم گل کرده بود رفتم سر گودالو بابرف پوشوندم...با چاقوهم روی برفو قشنگ ظریف کاریاشو راس وریس کردم ک تابلو نباشه...خلاصه دیدم دآشم ب سمتم میومد ،منم با ی لبخند گفتم اگه از این مسیر(رو گوداله)بری بهت فلان مقدار پول میدم!!عاقا اونم متعجب ولی رفت....هیچی دیگع!از کنار گودال ب اندازه ی میلی متری رد شد!...منم به حالت عصبانی ی لگد رو کنار گودال زدم....بعععله افتادم تو گودال آب یخخخخ!!!!!....قیافه داداشم:))))))))
قیافه من:((((
قیافه اون افکار پلید شیطانیم○_°
عاقا من اعتراف میکنم.... ابتدایی بودم بعدش مدیرمون تنبیم کرد و بعد تومدرسه داخل کلاس خودمون زندانیم کرد،خلاصه همه بچه ها رفتن خونه...عاقا منم یهو ی فکر....گلاب ب روتون...جورابامو کندم...چن تا سوراخ انداختم ب جورابام...و مدفوفمم داخلش...و دور خودم میچرخوندمش ....سقفم با دست پرتاب میکردم ک جایی خالی نمونه.....یادش بخیررررر 2 هفته از مدرسه اخراج شدم واسه خودم عشق و حال کردم
اعتراف میکنم ی همکلاسی داشتم خیلی مغرور بود...عاقا منم اعصابشو نداشتم...ی روز منو اون تنها کنار آبخوری مدرسه بودیم....یهو رفتم بوسش کردم!!!!! اونم هنگید!خدا شاهده هنوز بعد چن سال موندم تو کار اون روزم ک هدفم چی بوده!!!!