همون وقتي كه ترجيح داده شد به جاي تابلوي از سرعت خود بكاهيد
از سرعت گير استفاده بشه
بشر فهميده بود كه به شعورش اميدي نيست .
@zeynab1996 · ۱۵۲ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۴۷ رأی)
همون وقتي كه ترجيح داده شد به جاي تابلوي از سرعت خود بكاهيد
از سرعت گير استفاده بشه
بشر فهميده بود كه به شعورش اميدي نيست .
طرف تصمیم گیریش سر اینه که امشب با لکسوز بره بیرون
تصمیم گیری ما هم اینه که اهنگ رو با 128 دانلود کنیم یا 320 ...
اخر هم 128 میگیریم حجممون دیرتر تموم شه
خسته شدم خدایا فرصتی که تو داده بودی دارد از دست می رود دیگه کاری از دستم بر نمیاد حالا دیگه نوبت تو خدا
صبح که داشتم از خونه میرفتم بیرون از ته دل گفتم:
الهی به امید تو
ندا اومد:
تو نه، شما :/
روزهایِ آخرِ سالِ... .
همین الان پاشو با هر کی قهری بهش زنگ بزن... .?
فحش بده
که یادش باشه که هنوز باهاش قهرید
عید پا نشه بیاد خونتون عید دیدنی
والا....گرونیِ،شوخی که نیست... .s2a
جمله ای که زمستونا میشه خیلی راحت بقیه رو بیدار کرد..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
اوه اوه عجب برفی اومده
تو بهشت زهرا پيرزنه شيريني تعارفم كرد، گفتم ممنون فاتحه شو ميخونم، گفت منت ميذاري؟ نخون جهنم. بابا گل گاو زبون دم كنين واسه مادربزرگاتون.
ﺁﻗﺎ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺻﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ!
ﻣﻦ :ﺷﻼﻡ ﻋجیجم ﺷﻄﻮﻟﯽ ﻋﺸﻠﻢ ﺧﻮﻓﯽ؟
ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ :ﺷﻼﻡ ﺧﻮﻓﻢ ﺷﻮﮐﻮﻟﻢ!
ﻣﻦ :ﺩﺍﻟﯽ ﭼﯿﺘﺎﻝ ﻣﯿﺘﺎﻝ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ!؟
ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ :ﻣﻦ ﺑﺎﺑﺎﺷﻢ ﻋﺸﻠﺖ ﻟﻔﺘﻪ ﻓﻼﻓﻞ ﺑﮕﯿﻠﻪ ﮔﻮﺷﯿﺸﻮ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ :ﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻡ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﺩﻡ ﺑﺮ ﮔﻞ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻮﺍﺍﺍﺕ
باغ وحش كه ميری، ميمون يه جوری نگات ميكنه
انگار اون پول ورودی داده اومده آدما رو تماشا کنه
:
به اونایی که عجله دارن فارغ التحصیل شن یادآوری کنم که عزیزم بیرون که کار نیست ، باور کن خونه هم هیچ خبری نیست !
همون دانشگاه بمون حداقل هر کی پرسید چیکار میکنی بگی دانشجو هستى
ساعت سه صب به دوستم پيام دادم خوش ب حالت ک خوابي
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب داده : ممنون
متاسفانه تو این جامعه تنها قشری که دارن کارشونو درست انجام میدن مراقبای امتحانای من هستند
یادتونه سال 2012 که شایعه شده بود آخر دنیاست هممون موقع بود که یه اس ام اس واسه همه ی گوشی ها اومد که فلان شب گوشیه هاتون رو بالا سرتون نذارید چون ماه یه امواجی ساطع میکنه که از طریق گوشی جذب میشه و میتونه به مغز آسیب برسونه هیچی دیگه منم صب زود باید بیدار میشدم گوشیم رو گذاشتم رو زنگ و گذاشتم بالاسر داداشم:|
دیروز کارنامشو آورد خونه یه هفت هشتا تک داشت فک کنم اون اموج الان تاثیرش رو گذاشته واقعن عذاب وجدان دارم هععی روزگار
بابام برام یک پیراهن آورده میگه بپوش ببین اندازته
گفتم یک رنگ دیگشو نداشت
گفت نه تک سایز و تک رنگه!!!
گفتم مگه میشه .
گفت نمیدونم اگر نمیخوای ببرم بزارم سر جاش از دیوار مهربونی برداشتم :|
پیش دانشگاهی بودم ، زمستون بود کنار شوفاژ خوابیده بودم جلوی تلویزیون ،پتو رو کشیده بودم روم(دقت کردین که خوابیدن تو زمستون چقد کیف میده مخصوصن اگه درس هم داشته باشی)داییم خونمون بود اومده بالاسرم پتو رو از روم کشید چشام رو باز کردم دیدم با یه قیافه عاقل اندر دیوونه داره نگاهم میکنه برگشته بهم میگه:خاک تو سرت.من:مرسی دایی :| برا چی؟ چیزی شده. میگه : حیف نون اینجوری می خوای دکتر شی؟ من:دایی جون ولی من رشته ام ریاضیه0_0
با عصبانیت میگه : بدبخت خواستن توانستن است الکی بی عرضگیت رو توجیح نکن
چندی بعد طی تحقیقات مستمر فهمیدم مامانم ازش خواسته نصیحتم کنه که درس بخونم ...خو مادر من تو نمیدونی برادرت گیجه قبلش واسش یه کلاس توجیحی بذار.
بچه ها التماس دعا دارم از همتون یا حق
شب تاسوعا بود رفته بودیم حسینیه محلمون برای عزاداری،یه خانوم بود که یک ساعت محو جمال من شده بود (دستشم تو دماغش بود بیشور)منو صدا کرد منم رفتم پیشش ،مکالمات من و این خانوم:
گفت:دخترم عروسه من میشی^_^گفتم:نه دستتون درد نکنه0_0گفت :دستم درد نمیکنه پام درد میکنه .گفتم :هر جایت درد میکنه درد نکنه . وفرار کرد�
وقت شام من کاملا اتفاقی پام خورد به پارچ دوغ ولباسای ایشون خیس شد:)
حالا جالب اینجاست آخرشب که می خواست بره اومد بهم گفت :یادت نره چه قولی بهم دادیا عروس گلم0_0
دخترش برگشت بهش گفت:کاملا مشخص داداش رو نمی خواد ندیدی سر سفره با دوغ یکسانمون کرد.
خانومه هم در حالی که به افق خیره شده بود این شعر رو سرود:
اگر با دیگرانش بود میلی چرا دوغ رو سمت من شوت کرد لیلی
بالاخره امتحانا تموم شد جا داره یه سلامی هم به دانش آموزها و دانشجوها بکنی�
سلام دلاور
خسته نباشی تکاور ^_^
عملکرد چهار ساعته ما در کنکور����
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ده بیست سی چل پنجاه شصت هفتاد هشتاد نود صد، آش ماش بیرون باش بیسکویت بخور ساکت باش...
خب گزینه ج! ^_^
خنده هایم راگذاشتند به پای بی درد بودنم
اشک هایم را هم گذاشتند به حساب اینکه خوشی زده زیر دل�
نمی دانم سکوت و بی تفاوتی این روزهایم را چ معنا میکنند
اما ایکاش میدانستند من هم به اندازه ی کاسه ی صبر خودم درد دار�
دلنوشته
دیشب به داداشم میگفتم برو دم خونه واحد بغلی پسورد وای فای بگیر !
بگو برای مریض میخوام :)))