ز

زینب

@zeynab1996 · ۱۵۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۴۷ رأی)

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

ﺁﻗﺎ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺻﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ!
ﻣﻦ :ﺷﻼ‌ﻡ ﻋجیجم ﺷﻄﻮﻟﯽ ﻋﺸﻠﻢ ﺧﻮﻓﯽ؟
ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ :ﺷﻼ‌ﻡ ﺧﻮﻓﻢ ﺷﻮﮐﻮﻟﻢ!
ﻣﻦ :ﺩﺍﻟﯽ ﭼﯿﺘﺎﻝ ﻣﯿﺘﺎﻝ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ!؟
ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ :ﻣﻦ ﺑﺎﺑﺎﺷﻢ ﻋﺸﻠﺖ ﻟﻔﺘﻪ ﻓﻼ‌ﻓﻞ ﺑﮕﯿﻠﻪ ﮔﻮﺷﯿﺸﻮ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ :ﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻡ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﺩﻡ ﺑﺮ ﮔﻞ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻮﺍﺍﺍﺕ

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

یادتونه سال 2012 که شایعه شده بود آخر دنیاست هممون موقع بود که یه اس ام اس واسه همه ی گوشی ها اومد که فلان شب گوشیه هاتون رو بالا سرتون نذارید چون ماه یه امواجی ساطع میکنه که از طریق گوشی جذب میشه و میتونه به مغز آسیب برسونه هیچی دیگه منم صب زود باید بیدار میشدم گوشیم رو گذاشتم رو زنگ و گذاشتم بالاسر داداشم:|
دیروز کارنامشو آورد خونه یه هفت هشتا تک داشت فک کنم اون اموج الان تاثیرش رو گذاشته واقعن عذاب وجدان دارم هععی روزگار

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

پیش دانشگاهی بودم ، زمستون بود کنار شوفاژ خوابیده بودم جلوی تلویزیون ،پتو رو کشیده بودم روم(دقت کردین که خوابیدن تو زمستون چقد کیف میده مخصوصن اگه درس هم داشته باشی)داییم خونمون بود اومده بالاسرم پتو رو از روم کشید چشام رو باز کردم دیدم با یه قیافه عاقل اندر دیوونه داره نگاهم میکنه برگشته بهم میگه:خاک تو سرت.من:مرسی دایی :| برا چی؟ چیزی شده. میگه : حیف نون اینجوری می خوای دکتر شی؟ من:دایی جون ولی من رشته ام ریاضیه0_0
با عصبانیت میگه : بدبخت خواستن توانستن است الکی بی عرضگیت رو توجیح نکن
چندی بعد طی تحقیقات مستمر فهمیدم مامانم ازش خواسته نصیحتم کنه که درس بخونم ...خو مادر من تو نمیدونی برادرت گیجه قبلش واسش یه کلاس توجیحی بذار.
بچه ها التماس دعا دارم از همتون یا حق

z
zeynab ۱۰ سال پیش
جوک

شب تاسوعا بود رفته بودیم حسینیه محلمون برای عزاداری،یه خانوم بود که یک ساعت محو جمال من شده بود (دستشم تو دماغش بود بیشور)منو صدا کرد منم رفتم پیشش ،مکالمات من و این خانوم:
گفت:دخترم عروسه من میشی^_^گفتم:نه دستتون درد نکنه0_0گفت :دستم درد نمیکنه پام درد میکنه .گفتم :هر جایت درد میکنه درد نکنه . وفرار کرد�
وقت شام من کاملا اتفاقی پام خورد به پارچ دوغ ولباسای ایشون خیس شد:)
حالا جالب اینجاست آخرشب که می خواست بره اومد بهم گفت :یادت نره چه قولی بهم دادیا عروس گلم0_0
دخترش برگشت بهش گفت:کاملا مشخص داداش رو نمی خواد ندیدی سر سفره با دوغ یکسانمون کرد.
خانومه هم در حالی که به افق خیره شده بود این شعر رو سرود:
اگر با دیگرانش بود میلی چرا دوغ رو سمت من شوت کرد لیلی