ی از فانتزیام اینه برم با اسلحه تو یه بانک چندتا تیر هوایی بزنم بعد و بگم همه بخوابین رو زمین و یه کیسه بدم به متصدی بانک و بگم پرش کن اونم یهو وسوسه بشه بخاد دکمه دزدگیر رو بزنه بعد متوجه شم و یه تیر بزنمش اونم در حالیکه داره جون میده یهو دکمه رو بزنه بعد پلیسا متوجه شن و بریزن محاصرم کنن و رئیس پلیسا با یه بلندگو داد بزنه بگه اینجا محاصره شدی هیچ راه فراری نداری خودتو تسلیم کن بعد منم بگم اگه تا 30 دیقه دیگه یه هلیکوپتر برام نفرسین یکی یکی گروگانارو میکشم بعد پلیسا هم قبول کنن و یه هلیکوپتر بفرستن و من در حالیکه یه کیف پر از پول و با یه گروگان به سمت هلیکوپتر میرم یهو از پشت با تیر بزنن منو بعد ساک پر از پول پخش بشه تو هوا و مردم تمام پولارو وردارن و شلوغ پلوغ بشه اوضاع بعد منم با حالت دراز کش خودمو سمت هلیکوپتر برسونم و برم تو افق محو شم :)))