م

مجید76

@Ma76 · ۳۰ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۹ رأی)

M
Majid 76 ۱۱ سال پیش
جوک

دوستم تعریف میکرد که پارسال شیشه بخاری کلاسشون
میشکنه عاغا ایناهم برا دررفتن از امتحان فلسفه
یه سس و یه کلوچه ناقابلو میندازن
توش!بعد دو دیقه یک بوی عجیبو غریبو نکره از تو
بخاری میاد بیرون:))
همه میرن بیرون و هیشکی،هیشکو لو نداد و
امتحانم کنسل شد!
نتیجه: همکاری و اتحاد مسلما امتحانوکنسل میکنه!
رفیقم:))
کلاس:(
بچه ها:)))
خدایی ببین چه ادمایی دورو بر منو گرفتن؟!
حالا میگن تحریما اثر نزاشته!

M
Majid 76 ۱۱ سال پیش
جوک

برادرم میتعریفید که اول دوم دبیرستان بودن که
تصمیم میگیرن ر یکی ا دبیرا یه بلایی بیارن
:(
این مغزای منفجر یکی ا ظرفای اب مقطر ک
برا پنی سلین هسشو میندازن تو بخاری نفتی!
بعد یکی دو دیقه که دبیر میاد تو کلاس بُممممم�
بخاری میره هوا! حالا بماند که از همه اونا
یه3,4 نمره ای برا بی انظباتی کم کردن و دبیر
بد بخ هم زهر ترک شدش!
اصن تفریح سالم به اینا میگنا!
دانش اموزا:)
دبیره(
بخاری:))))

M
Majid 76 ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا من یه رفیق دارم اسکل که خوبه دیونس!دیشب میگف:
از سه شنبه دوهفته قبل فهمیده زن همسایه تو بالکن خونه میخوابه عاغا اینم کرم درونم شرو به حرکت کرد!
میگف جمه بودو خیابونم شلوغ (اخه خونشون کنار خیابون اصلیه و تا ساعت 1,2 شب ماشین میاد میره )
یه کپسول که ا 4شتبه سوری پارسال براش مونده بودو میگیره و اتیشش میزنه میندازه کنار بالکن و خدشو میزنه
به خواب اغا میگف یک صدایی اومد عجیب!
بعدش میگف زنه از ترس اینه نکنه دزد مزد چیزی باشه و اینا زیر پتو قایم شده بود که شوهره و پسرش اومدن:)
دیدن بلهه مادره از ترس...حالا میگف تا یه ساعت براش اب قن میاوردن^.^
این اعا رفیق ماهم برا خالی نبودن عریضه کله رو انداخ بیرونو شرو به فحش دادن کرده به اونی که کپسولو
انداخته جالبش اینجاس که همشم به خودش فحش میداده!
نه عاخه من از شما میپرسم رفیقه من دارم عایا؟؟
ایا این از نشانه های سادیس حاد و خود درگیری مزمن نی عایا؟؟
زنه:((
رفیفم^.^
من:))))))
والا بااین نوناشون!

M
Majid 76 ۱۲ سال پیش
جوک

پسرخاله هام 2تابچه گودزیلادارن ک نگو:
مادرم میتعریفید ک اره دیشب تو عروسی این 2تاگودزیلا کنارهم نشسه بودن بعد یکی که حدود یه سال بزرگتربوده یه ظرف نمکو تو سر اون یکی خالی میکنه:))
خدایا اینا گه بچه ی دهه 60هستن اینجورین:))
من که توفامیل بینهایت روح همه دهه 70 هارو سفید کردم^.^ توفامیل بم میگفتن زلزله هالا بچه من میخاد چی بشه خدا به داد زنم برسه:)
من فک کنم بچم یا ابرٍ ابر گودزیلا بشه یا بمب اتم!!
ای خدا برس به دادم....
خخخخخخ تُفففف
مجید زلزله
دیوونه هم خودتونین!
والا بااین نوناتون
^_^

M
Majid 76 ۱۲ سال پیش
جوک

اغااینا از گودزیلا یه پله بالاترن!
عمم یه نوه داره ک خدانسیب گرگ بیابون نکنه!
ماامشب رفتیم خونشون سر شام هی صحبت میکرد پدرش بش گف یاثی سرشام نمیحرفن
دیدیم نه بابا افاقه نمیکنه بابام گف هرکی سرشام نصحبته برندس!
اغااینم لام تا کام نصحبتید تا اینکه... :
مادرم یهو یه چی یادش اومد به عمم گف بعد این خانوم گودزیلاهم نه گذاش نه برداش گف:
سر شام که حف نمیزنن
اغا تااینو گف باباشو که نگم بهتره ولی یهو دیدم سفره تو دهن برادرمه سفره رو تا همی الان داش میجویید
ازخنده،بقیه هم که بهتره چیزی نگم!
گوزیلاهه:))
سفره :/
و مادرم:(((
البته ایشون از بچه های تحریمن و ازاثرات تحریم بود که بوجود اومده!

M
Majid 76 ۱۲ سال پیش
جوک

اغا شما حالا هی بگین تحریما اثر نذاشته:
من یه زن دایی دارم حدود 60یا65سالشه من از 10سال پیش ازش میپرسم زن دایییی شما چن سالته
همش میگه من :25سالمه
البته من اون موقه 7,8سالم بوده و نمیفهمیدم!
ولی اخرین باری ک پرسیدم 1سال پیش بوده بازم بم گفته 25سالمه!
الان اینجا چند نکته وجود داره:
1: فک فامیله داریم؟؟؟!
2: ایا معجون جوانی داره و پیداکرده و ب داییم نداده ایا؟؟؟
3: من خرم ایا؟؟ 0.¤
تحریما ینی تا مغز استوخون رفته ها!!
من:@.@
تحریما*ـ^
زن داییم ^.^

M
Majid 76 ۱۲ سال پیش
جوک

برادر یکی از رفیقام سوم راهنمایی بود که یکی دیگه از رفیقاشو میگیره و از طرف پا اویزونش میکنه
یهو مدیرشون میاد تو سالن 0.¤
پسره هم هنگ میکنه و رفیقشو ک پاش تو دستش بودو ول میکنه
اون بدبخ هم شالاپ با کله میره رو موزاییک سالن^.^
طرف ب مدت 1 هفته از مدرسه متواری میشه!
پسره اویزون:((
رفیقش:))
رفیقم:/

M
Majid 76 ۱۲ سال پیش
جوک

اغا یکی ا فانتزی های من اینه ک:
مدیر4 جوک پستای همه رو تایید کنه
لامصب وختی میبینی پستات تایید نشده یک حالی بت دس میده انگا یه پرنده تُف کرده باشه رو ریمیل دخترا یا از یکی از فامیلاشون با اون همه ارایش یه بوسسسس ابدار بیگیرن:((((
من دیروز دیدم دوتاشون تایید نشده چشمام سیاهی رفت! :)

M
Majid 76 ۱۲ سال پیش
جوک

یه روز منو دوستم داشتیم درمورد دختر عمش ک نامزد کرده بود صحبت میکردیم ک یدفه مادرش اومد تو اتاق.
من: سلام حال شما خوبین سلامتین؟
_سلام ممنون خانواده خوبن؟
من: خیلی ممنون سلام دارن:)
-مجید پسرم تو بامهدی صحبت کن یکم درس بخونه باباش کلی دارهخرج میکنه براش حالا اون ناشکری میکنه نمیخونه:(((
من:اره منم امرو برا همین اینجام:)))
_پسرم باس درس بخونه خونه بسازه زن بیگیره ببرتش تو خونش باباشم حقوقش تا8 سال دیگه فقط برا منو خودشو با محمد رضا(این شخسص ابر گودزیلاییه برا خودشو :|||)
من: ^.^ مهدی :ن مامان من میخونم الانم برا همین داریم میحرفیم ولی من ک زن نمیگیرم:))))
من:تو غلط کردی من خودم برات یکی میگیرم^.^
اون:مامان ن شوخی میکنه من اگه هم بخوام زن بیگیرم اول مجید بعد منم میرم تو همون خونه ای ه اون رفته و خواهرشو میگیرم اگه خواهر نداشت دختر خاله، دخترعمه یا عمویا دایی دیگه:)))))
اغااینو ک گف من انگار بم تیتاب داده باشن یک خوشحالی شدم ک نگوو ،ولی جلو مادرش بد جور قرمزیدما :||
بعدش ک مادرش رف منو ک از افق کشوند اورد پایین تاساعت 1 ،1.5 داشتیم دنبال دوغلو قلو میگشتم ک بیریم خاسگاری :)))
البته منو اون خیلی خوبیم باهم مث داداش(چش حسودا هم کور)
ببینم شما دوقلو سراغ ندارین؟؟؟؟؟؟
دخترای دم بخت شماچی شماها دوقلو نمیشناسین اصن خودتون خواهر دوقلو ندارین ^ ^

M
Majid 76 ۱۲ سال پیش
جوک

امروز بحث سر این بود که چرا بدرم یه ال سی دی برا خونه نمیگیره؟
حالا مکالماتو داشته باشین:
داداشم: بابا میترسه اگه بگیره خونه رو باس بکوبه یکی دیگه بیگیره :)
مامانم(برا قانع،غانع،قانه،غاعنع کنه): اره دیگه اینم که اخر عمری مجبورمون میکنع همین جا... :((((
بابام: اره اره اره... خخخخ
منه بخت برگشته: مامانی تو بزار یکم بگزره.بگذره منو داداشی یه خونه میسازیم شوماها میاین پیش ما
اصن من خوودم شما رو نیگه میدارم!::)))))(الان فهمیدین من چقد اونارو دوس دارم دیگه)
مامان خانوم بنده: تو بزار اولا خدنتو بسازی دویما تو باس بازنت بسازس اونم دخترای الان!!
من: مامان ینی چی زن باس تابع شووهرش باشه چنان کار وبقییی. باش بکنم که هرچی گفتم انجام بده:)))
مادرم تو بزا اول زنت بدن بعد اَ این غلطا بکن. :))))))))))
اینم من. ;((
پرورشگاه بغل خونمون:||
دختران دم بخت :))))
من17ساله و بچه اخریم:)