نگران نباش
حال من خوب است
فقط کمی بزرگتر شده ا�
عقلم قد کشیده
شعورم متبلور شده
دلتنگی هایم کوچک شده اند
و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهای�
آموخته ام زندگی کنم…
@maryamiiiii · ۶۵۷ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۹۶ رأی)
نگران نباش
حال من خوب است
فقط کمی بزرگتر شده ا�
عقلم قد کشیده
شعورم متبلور شده
دلتنگی هایم کوچک شده اند
و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهای�
آموخته ام زندگی کنم…
چيزيم نيس....
جزء...
يه دلتنگي خفه كننده
و دوربین های عکاسی را فریب میدهیمـــ
تا پنهان کنیم اندوهمان را پشت این لبخند مان
تازگیها سرزمینی پیدا کرده ا�
خالی از هیاهو
خالی از دغدغه
آرام...
بی دل
آری
بی دل...
تنها هزینه اش همین است
بیا که بی ه�
به آنجا برویم...
سال 2014 شد ، آمریکا دنبال آب تو مریخه ، ما دنبال فـــیلتر شکن !!
نوازشگر خوبی نبودی
سفید شده !
تار مویی را که قسم خوردی با دنیا عوضش نمیکنی . . .
گاهی دیدن یک عکس دو نفره تو رو یاد اون نمی ندازه !
تورو یاد خودت می ندازه . . .
که چقدر شاد بودی ، که چقدر خندون بودی ، که چقدر جوون بودی !
گاهی آدم ها دلشون فقط برای خودشون تنگ می شه . . .
دلم واسه خودم تنگه . . .
خسته ام . . .
از این سوال بی جواب ،
که هر لـحظه می پرسم ،
” یعنـی الان کجائی ” . . . ؟
شک نکن ....
آینده ای خواهم ساخت که گذشته ام جلویش زانو بزند
قرار نیست من هم دل کس دیگری را بسوزان�
برعکس
کسی را که وارد زندگی ام می شود آنقدر خوشبخت می کنم
که به هر روزی که جای او نیستی به خودت لعنت بفرستی
مرد من....
دلم میخواهد....
گاهی بگویم برو....
تنهایم بذار....
و تو با آرامش لبخند بزنی و محکم تر سر جایت بایستی......
و من با صدای بلندتر داد بزنم برو.....
و تو مرا گرم در آغوش بگیری و بگویی....
"عزیز دلم بدون تو کجا برم؟
کی اینقدر اذیتت کرده که میخای تنها باشی؟
اینقدر پیشت می مونم تا همه ی دلتنگیات رو از دلت دربیارم...."
و من سفت در آغوش بگیرمت و قد تمام دلتنگی هایم اشک بریزم.
ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻣﻢ ..
. ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﻡ ...
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...
ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﮕﯿﺮﺩ ...
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ
ﺑﺎﺯ ﺳﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻭﺭﻡ ...
ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ ...
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻦ ...
شاید برایت عجیب باشد این همه آرامشم…
خودمانى میگویم:
به آخر که برسى فقط نگاه میکنى…!
ﻣُﻬِــــــــــﻢْ ﻧﯿﺴــــــــــﺖ ﭼَﻨْــــــــــﺪ ﺳﺂﻟِﺘــــــــــﻪِْ ؛
ﻭَﻗْﺘــــــــــﮯ ﯾﺂﺩ ﮔِﺮِﻓْﺘــــــــــﮯ ،
ﺟَــــــــــﻮﺍﺏِ ﺍﻋﺘـِﻤــــــــــﺎﺩﯼ ﮐـِـــــﻪ ﺑِﺖ ﻣﯿﺸـــــﻪ ْ ﺭﻭ
ﺑﺎ ﺟُﻔْﺘَــــــــــﮏْ ﺍَﻧْﺪﺁﺧْﺘَــــــــــﻦْ ﻧَـــــﺪﮮ؛
ﺑِﻬِـــــﺖْ ﻣﯿﮕــــــــــَﻦْ ° ﺁﺩَﻡْ ° ¡!¡
یه وقتایی..
دلــــــــم میحواهد برم بزنم تو گوش دنیـــــــــــــا
و بگـــــــــــــم:
درسته تو بزرگی امـــــــــا به بزرگی "خــــــــــــــــــــــدا " که نیستی..
پس ساکت سر جات بشین و با آدمها بـــــــــــازی نکن. . .!!!
چی باعث شده چشمات اشکی بشه
چی تونسته بغض تو رو بشکنه عشق من
تمام خوشی های من ماله تو
تمام غمای تو سهم منه عشقه من
چی باعث شده اینجوری دلخوری
چی نیخوای بگی حرفاتو میخوری
عشق من
چی باعث شده خسته ای از همه تو حرفات یه دنیای غمو ماتمه عشق من
نبینم که اشک تو چشات جمع بشه نباید یه مو از سرت کم بشه عشق من
تمام غماتو به جون می خرم من از جونمم واسه تو میگذرم عشق من
تو دنیای من جاتو خالی نزار روزای پر از عشقو یادت بیار
سردی نگاهو بشکن ، فاصله سزای ما نیست
تو بمون واسه همیشه ، این جدایی حق ما نیست
بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه
می میرم بی تو
خوندن من یه بهانه است ، یه سرود عاشقانه است
من برات ترانه می گم تا بدونی که باهات�
تو خود دلیل بودنم ، بی تو شب سحر نمی شه
می میرم بی تو
من عشقت رو به همه دنیا نمی د�
حتی یادت رو به کوه و دریا نمی د�
با تو می مونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونی�
واست می میرم ، جواب دنیا رو می د�
با تو می مونم واسه همیشه
من عاشق تویی شدم که سخت عاشق منی
من دیر فهمیدم ولی تو زود دل نمیکنی
یا به تو میریه دلم یا مرگو لمس میکنه
فقط عشقه که آدمو این قدر نترس میکنه
میخوام به چشمت بیام ، با این همه دیوونگی
اینقدر خواهش میکنم ، تا تو نتونی نه بگی
بازم جوابم کن ببین ، بازم بهت رو میزن�
تنها کسی هستی که من جلوش زانو میزنم
یه پاییز زردو زمستونه سردو
یه زندونه تنگو یه زخم قشنگو
غم جمعه عصرو غریبیه حصرو
یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی
جهانی دروغو یه دنیا غروبو
یه درد عمیقو یه تیزیه تیغو
یه قلب مریضو یه آه غلیظو
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من تو بی من کجایی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من تو بی من کجایی
تو نگو که خیال محاله
رفتنت واسه این دل تنها
یه سواله بی جوابه
مثل خوابه، یه عذابه
نمیدونی چه تیره و تاره
حال قلبی که از تو و دوری بی قراره
بی قراره نگو دیره که میمیره
آخرین نفسامه و بی تو
دارم حس میکنم که میمیر�
لااقل بذار این دم آخر
از چشات هم چی رو بگیر�
توی لحظه ی خسته ی دلخوشی
که تو بی نفسی منو میکشی
کاش بهم دل خستمو پس بدی
یا به قلب یخی تو نفس بدی
چند وقتیست هر چه می گرد�
هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کن�
نگاهم اما گاهی حرف میزند
گاهی فریاد می کشد
و من همیشه به دنبال کسی میگرد�
که بفهمد این نگاه خسته چه می خواهد بگوید …