بيچاره چوب كبريت كوچك، آتش از سرش شروع
شد،
ولي بر جانش افتاد، فكرت را مراقب باش...
@narvan2 · ۲۵۸ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۶۶ رأی)
بيچاره چوب كبريت كوچك، آتش از سرش شروع
شد،
ولي بر جانش افتاد، فكرت را مراقب باش...
سکوت من از مشغول بودنم نیست...
چرت و پرت هایم ته کشیده.....بلههههه :))
هیچ وقت نگاه آخرت را
فراموش نمی کن�
که بهم گفتی بمون
ونشد که بشه .....!
صبح اومدم دو کلمه درس بخونم..
تا الان خواب بودم...
میترسم دو ورق دیگه بخونم برم تو کما :))
مپرس از من چرا در پيله ی مهر تو
محبوسم، كه عشق از پيله هاي مرده ه�
پروانه می سازد ...
دلم لك زده براي يك عاشقانه ی آرام كه
مرا بنشاني بر روي پاهايت، بگذاري
گله كنم از همه اين كابوسهايي كه
چشم تو را دور ديده اند...!
اين يك قانون است، فكرمان را كه عوض
كنيم، زندگيمان عوض ميشود!
هرگز روزت را با تكه هاي شكسته ی
ديروز آغاز
نكن، امروز روز ديگريست ...
تا خدا هست هيچ لحظه اي آنقدر سخت
نميشود كه نشود تحملش كرد....!
چه سكوتي دنيا را فرا ميگرفت اگر هر كسي
به
اندازه صداقتش سخن ميگفت...
دلگير مباش، دلت كه گير باشد، رها
نميشوي،
خداوند بندگانش را با آنچه به آن
دل بسته اند مي آزمايد!
مــــدت هــــاســــت...
کــارم شـــده...
دنبـــال بـــاد دویـــدن...
تــا شـــایـــد...
آرزوهـــای بـــربـــاد رفتــــه ام را...
پس بگیــــــرم...
باران
ببار و بشور غبار دلی را که مدتهاست کسی یادش نمیکند!
ولی مبادا سمت خاطراتم بروی..
که من فقط با مرور خاطرات زنده ام .....!
عجب دنیای آدم فریبیست!
آنکه به چشم معصوم و مهربان می آید.
چند فرسخ آنطرف تر
باعث ویرانی یک دل شده است!
و این بزرگترین خطای دید دنیاست....!
دستم را روی قلبم می گذارم..
خوشحال میشوم که قدمهایت را احساس میکنم.
عجب تفاهمی دارند
صدای قدمهایت با صدای قلبم...!
نفس
ن: نباشی
ف: فرار میکنم از
س: سکوت شب...
حال فهمیدی چرا نفس خطابت میکنم...!
شاید بخاطرت پا روی غرورم بگذارم.
ولی هیچوقت
پا روی اعتقاداتم نخواهم گذاشت...!
دمش گرم!
زمین را میگویم که بن بست ندارد!
تو از این سمت رفته ای
پس من اگر از سمت مخالفت برو�
یقینا" روزی به تو خواهم رسید عشقم ...!!
آرامش یعنی
هر طلوع خورشید شروعی باشد برای باهم بودن..
نه برای همه بودن...!
عزیزدلم شب با تمام آرامشش..
بدون عطر تنت
بدون صدای نفس هایت
می شود قفسی در چنگ شیر...!!