د

دیگه مهم نیست.هیچ

@نمیدونممم · ۹۴ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۲۱ رأی)

پیام

حكايت لباس انيشتين
انيشتين زندگي ساده اي داشت و در مورد لباس هايي كه به تن مي كرد بسيار بي اعتنا بود. روزي يكي از دوستانش از او پرسيد: استاد چرا براي خودتان يك لباس نو نمي خريد؟
انيشتين لبخندي زد و پاسخ داد: چه احتياجي هست؟ اينجا همه مرا مي شناسند و مي دانند من كه هستم.
تصادفا پس از چند ماه همان دوست در شهر ديگري با انيشتين رو به رو شد و چون همان پالتوي كهنه را به تن او ديد با حيرت پرسيد: باز هم كه اين پالتو را به تن داريد؟
انيشتين جواب داد: چه احتياجي هست؟ اينجا كه كسي مرا نمي شناسد.

م
من وقلب کوچکم! ۱۳ سال پیش
پیام

در یک نظر سنجی از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه جالبی به دست آمد از این قرار:
سوال : نظر خودتان را راجع به راه حل کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟
و کسی جوابی نداد...
چون در آفریقا کسی نمی دانست غذا یعنی چه ؟
در آسیا کسی نمی دانست نظر یعنی چه ؟
در اروپای شرقی کسی نمی دانست صادقانه یعنی چه ؟
در اروپای غربی کسی نمی دانست کمبود یعنی چه ؟
در آمریکا کسی نمی دانست سایر کشورها یعنی چه ؟؟؟؟

ن
نمیدونممم!! ۱۳ سال پیش
جوک

مدرسه دخترونه:
ناظم : دخترا آخر هفته میریم اردو
بچه ها : وای اخ جووووووووووووووون اردو
بچه ها من چیپس میارم با کلوچه و پاستیل
ساناز جون تو هم دوربین بیار عکس بندازیم اونجا
...
مدرسه پسرونه:
ناظم : بچه ها آخر هفته میریم اردو
بچه ها :
اقا هر کی طلبه عشق و حاله همین الان دنگش رو بده.
ممد قلیون که به راهه ؟
اکبر تو هم با خودت سیخ بیار یه جوجه کباب مشتی بزنیم%