n

negarshams

@marmarenegi · ۲۴۱ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۸۲ رأی)

+ اعـتـراف میـکنـ�
آرزو بـه دلـم مونـد کـه
1 بــار مـثه بقیـه همــکلاسـیا�
بـیان دم در ، زنـگ آخـر و صدا�
کنـن بگــن مـادرخاتـونـت
اومــده دنـبالـت و منـم درحــال جمـع کـردن وسـایلم به دوســتام پُز بـدم :(
فـقط 1 بار صـدام کـردن که
دیـدم مادرخاتــونم کلــید و آورده داده
رفـتن مهمــونی،تـازه نـاهارم نداشــتم رفـتم خونــه ...+

+ اعـتراف میکنـم فِنـچ که بـود�
استخـر که مـیرفتـیم برا ایـنکه نـرم توی جَکوزی مادرخاتـونم میـگفـت
ایـن آب ها که با فـشار مـیاد ســوراخ ســوراخت میکنـه تازه اون وسـط 1 چـاه هـس که میکِشِه تـورو توی خـودش دســت و پـات قطـع میـشه ... O_o
ینـی واقعـن با روح و روانـم بـازی
میـکرد مـن تا 12سالگــی نمیـذاشـتم کسـی بِره استــخر ،زده بـود رو دســت هرچـی کارگـردان فیــلم ترسـناکه والا ...+

+ اعــتراف میـکنــم داشــت�
چـیپــس فلــفلی میخــوردم بـعد از
3 تا دونـه آتـیش گرفــتم و وخــتی چیــپسه 4 برداشــتم چیــپسو مــثه چایــی فــوت کـردم بعد خــوردم ...
ینــی خــودم به عــقل خــودم شــک کــردم ...+

+ رفـتم دکتــر بـعد از نســخه دادن
بـهم گـفـت 3 هفــته دیــگه بیا باز پـیشـم،3 هفــته بـعدش رفتم میــگم دکــتر اومــدم باز یادتــونه مـنو که گفتــید بـیام ..؟ هــرکار کـرد�
هرچی گفـتم یادش نـیومد مجبور
شدم بــاز درد و مرضــامو 2ساعـت کــنفرانـس بدم دیـگه ..
اصـن کلیــپسا تاثیـر گذاشــته ها ...+

+ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﮎ ﺭﻓﻘﺎ ﻣﺸﮑﯽ ﭘﻮﺷﻨﻮ ﻣﻦ ﺣﺎﻝ
ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺎ ﺗﯿﺮﯾﭙﺸﻮﻥ !...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭼﻨﺪﺗﺎﺷﻮﻥ !...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﯾﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺟﻤﻌﯿﺖ !...
ﺳﻼﻣﺖ ﺻﻮﺕ ﻗﺮﺍﻥ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﯾﻪ ﺑﯿﻨﻮﺍ !...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺷﮑﺎ !...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﺎﮐﺎ !...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺳﻨﮕﺎ !..
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﻟﮑﻨﺪﻧﺎ !..
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﻬﺖ ﮐﺮﺩﻧﺎ !..
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺯﯾﺮﺧﺎﮎ !...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ
ﻣﯿﭙﯿﻮﻧﺪﻡ .....+

+ عـاقا دیـدیـد بعـضـیا ازشـون کــلاس و شـیک بـودن و تمیزی میـچــیکه :( ...؟
مـن خـودمـم کـه تیــکه تیــکه کـنم امـکان نــداره لباسـم خــاکی ،
کفــشام داغــون و نـاخــونا یــکی درمــیون تـا به تـا ، سـویـشرتـم و کیــفم راه بـه راه وســط خــیابون ولــو نـشه ... خخخخخ :D +

+ تــوجه تــوجه :
شـانــس نــدارم کـه ...
دیــروز خــیابـون دخـتـره بـنــده خــدا
بـا 2 مـتـر قــد و 250 کــیلو وزن
اومــد خـودشـو واســه شــوهـرجـونــش
لــوس کنــه بـرگـش اشــاره کـرد
بـه مـن و گفــت : عجقــم مـن چــاق تـرم یــا
ایــن ؟ ... o_O
آخـه مـن غــلــط بکــنم وزنـم 3 رقــمــی
شــه ... ایـنا چـرا از قــیامــت نمــیترســن :D ...+

+ چـرا همـیشـه مـن درک کنم ،
مـن کوتـاه بـیام ، مـن قـورت بدم ، مـن مراعات کنـم ،
مـن محـبت کـنم ، مـن . . . . .
اصـن مـن اینارو انجام بـدم
مگـه نمیـگن از هر دس بـدی از
هـمون ....؟
پس چـرا تمـوم توقـع ها 1 طـرفه اس ؟
مـن و با فـولاد اشـتبا گرفـتن ...
منـم آدمم بـابـا ،
بیـشتر از همـه هم بـه رعـایت ایـن چیـزا احـتیاج دارم ...
انقـد که اینـجوری بـود ، شد�
پر از غــرور ، شـدم سنـگ ...
پس هــــــــــیس ..+

+ مـن آدمـی هســم کـه اگـه بـا وسیـله مـورد نظــرم 3 قـدم فاصــله داشـتـه باشـم،حـاضـرم دسـتامـو انقـد بجَوَم تا قـطـع بشـن بعــد با پـارچـه لباســم به هــم وصــل کـنمشون و با عصـایـی کـه ساختـم وســیله مـورد نظـرمو بـه دَس بـیارم امــا
از جــام ، پـا نـشم ....
به همــین پـشه خاک بر سر قـسـم ...+

+ یـنی انقــد که همـه به حالـت مسخــره کـردن بهـم میگـفتن تو نمـکی تو هـورایی که وختــی مـونا آبجــیم نیشـست پـای پست های تایـید شــده و بهـم گفت به به چقـد نمکـی که از فیــلتره 4جـوک اینهمـه رد شــدی ...! که سرِ باور نکردنـه حرفــش 2 سـاعت داشـتیم عَربـده میکشــیدیم سـر هم تا آخـر باورم شد جــدی گـفته .... الان حالِ مـردم در مـقابـل چـوپانِ دروغگو رو درک میکنــمااا ... +

+ دقــت کـردیـن خـفــن تـریــن حــسـه فـیلـســوف بـودنـی کــه بهـمــون دس مـیـداد مـوقعــی بـود کـه همــکلاسیــمون تـوی روخـونـی 1 کـلمـه ای رو اشــتبا میـخونـد و مــا
زود تلــفـظ درســتـش رو عــر مـیزدیــم ...؟ +