خدای خوبم.....
انتهای دریا را برکه ها نمی فهمند. پس ببخش اگر گاهی گم می کنم نشانی ات را....
@فسقلی · ۴۹۳ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۷۰ رأی)
خدای خوبم.....
انتهای دریا را برکه ها نمی فهمند. پس ببخش اگر گاهی گم می کنم نشانی ات را....
عاشقانه ای کوتاه.....
قرص هاتو خوردي؟
-نه، واسه چي؟
-اومديم و من يه وقت رفتم، تو بايد يادت بره؟
- تو نباشي من واسه چي بايد قرص بخورم؟
میـــــــشه نــــــــدید...
میــــــــشه نبــــــــــــــــود....
میــــــــشه نشــــــــنید.....
امــــــــا...نمیشه حس نکرد...نمیشه ک درد نکشــــــــید
خدایا مبادا این ماه تموم بشه و ما جزو محرومین باشیم...
-- :تا حالا کسی رو کشتی؟
___ :نه، فقط یه بار با احساساته یه زن بازی کردم!...
بعضیام هستن
که هر چی بیشتر واسشون توضیح بدی
بیشتر نمیفهمن:|
اینارو باید بادمپایی خیس انقد بزنی سیاه و کبود شن تا دلت خنک بشه^___^
فک کنم اونوقت قشنگ فول اچ دی بفهمن:-/
ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ :ﻓﺎﻣﯿﻞ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﺯﺕ ﺑﭙﺮﺳﻢ؟
ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺩﻭﺭ :ﺑﭙﺮﺱ، ﺍﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﭙﺮﺳﯽ....
ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ :ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯾﻪ؟
فﺎﻣﯿﻞ ﺩﻭﺭ:ﺳﮑــــﻮﺕ ﺣﺮﻓﯿﻪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻧﻤـــــﯽﺷﻪ بﻐـــــــــﺾ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ.....ـ
سولماز: خجــالت نمیکشی به همه بگی این زنمه؟
احسان:به همه میگم این عشــــقمه...
چشام پراشک بود سولمازو میدیدم ولی باهرلبخندش میخندیدم....اون ذوق میکرد کلی کیف میکردم....
ازته دلم دعا میکنم هیچ وقت هیچ وقت عشقشون ذره ای کمرنگ نشه خدایا خودت مواظب عشقشون و عشقای پاک باش قربونت برم خدا خیلی بزرگی خیلیییییی
باب اسفنجی:مــــيدوني... هميشه حــرفـی كه ميزني مهم نيست،....
بعضي وقتا حرفي كه نـــميزني مهــــمه!!!
..... این داداشم رسما دیییوووونس^_^
امرو باهاش رفتم متخصص پوست ...بعد از ویزیت و آزمایش اومدیم دوباره مطب تا دکتر قرص تجویز کنه....
حساب کرده بادفترچش ۱۸تومن به نفعش تموم شده ...برگشته تو مطب میگه عهههههه چه خوب هزینم کم شدااااااا!
!میشه اقای دکتر همراه با قرصام یه چن کیلو هم میوه تجویز کنن..من بادفترچه میوه بخرم...... مثلا انبه..... اخه انبه خ دوس دارم^_^
لامصب قیمتا خ بالاس......اقا همه اونجا داشتن درودیوارو گاز میزدن.....^__*
....بعد منشی بهش میگه انبه ک گرمه واسه پوستتون خوب نیس!اینم برگشته میگه هندونه ک خوبه یه وانت هندونه بنویسین^______ ^واییییی منشیه دیه رف سرشو کرد تو کیفش محتویات کیفشو گاز میزد^_______^
اقا طرف دنده عقب میومد خ شیک و مجلسی زد ب تیر چراغ برق ماشینو پوووووودر کرد مدیونین فک کنین خودم بودمO.O حالا عکس العملا تو خونه!!!
داداشم:ههههههههه ماشین و ولش کن تیربرق کنده نشد شهرداری خسارت بگیره؟؟؟^_+
بابام:خوب شد تیربرق بود وگرنه میرفتی تو خونه همسایه باید خسارت اونارم میدادیم^________^
دوباره داداشم:اصن میگم بیخیال همه اینا .... من پول بهت میدم بگو چجوری و چگونه رفتی زدی ب تیر برق!!!O_O
خواهرم:هرخرابکاری باماشین از سهم ارثت کم میشه!!^▽^
اینجا ایران ........ یه نیم ساعت بعد اذان صبح ......من تششششنمممممم...!!!:/
پایسته و پابرجا باشید منم روحم شاد و یادم گرامی:-
میگما اون لیوان تفه حکمش شرعیه؟؟؟^_~
عادت!!!!دستان مارا هوشمندتر...و هوش مارا بی دست وپاتر میکند...نیچه
من کسانی را ک به خاطر خوبی هایم مرا میخواهند...نمیخواهمممم کسانی را میخواهم ک با دانستن بدی هایم باز هم مرا میخواهند
دروغه ک ضربه میزنه....
دروغایی ک خودمون به خودمون میگیم و دور میشیم ازون چیزی ک هستیم....
دروغایی ک بقیه میگن و باور میکنیم چیزی رو ک نیسن...
کــــــاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود...تا هروقت ازسر دلتنگی به رویش دست میکشیدم تــــــمام روزای خوب گذشته باارزوی من بیرون می اومدن...
دروغــــگو ادم بدی نیس!!!زیرا میداند حقیقت تــــلخ است.... لذا نمیخواهد باعث اوقات تلخی مردم بشود.....
نمیدان چرا واژه هایم خیس شده اند...مثل اسمان ک میبارد..و اینک باران چشمانم را نوازش میکند...تا شاید از این حس تلخ بگذرد...
خدایاااااا این حکمتتو کجا فرستادی....که هر وقت نوبت من میشه میگن نیست):
تنها کسایی ک مثل کوه پشتت هسن...نمیترسی هیچوقت ترکت کنن... هرچی بشه هر جا بری.... هرچقدر دورم باشی...کسی جاتونو تو قلبشون نمیگیره... هرچی بهشون بگی....بازم از ته ته دل دوست دارن میدونی کیا هسن؟؟؟
آره فقط پــــــدر و مــــــــادر......قدرشونو بدونید....