بسیار گریست تا کی بی تاب شد آب
خون ریخت ز دیدگان خوناب شد آب
از شدت تشنه کامی ات ای سقّا
آن روز ز شرم روی تو آب شد آب . . .
@radish94 · ۱۲۳ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۰ رأی)
بسیار گریست تا کی بی تاب شد آب
خون ریخت ز دیدگان خوناب شد آب
از شدت تشنه کامی ات ای سقّا
آن روز ز شرم روی تو آب شد آب . . .
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ بزرگترین شکستهای عشقی که دخدرای همکلاسی من میخورن ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
من خودم جزوه می نویسم !!
والللا ؛ دست خطمم خیلی خوبه .............
بعد میلاد #رضا (ع) سینه من بی تاب است . ...عکس گنبد وسط #صحن دو چشمم قاب است ... ...ای خوش آنکس که جواز سفرش امضاء شد.... ... #عــــــــرفه، کرببـــلا ، در حــــرم #ارباب است....
در ازل ملک سلیمان ز قشنگی دم زد....کربلا امد و اتش ب همه عالم زد.....ببوسم خاک پاک کربلا را.......................
هر کسی عبد رضا(ع) گردد خدایی می شود ، هر که از باب الجواد آید رضایی می شود ... حرز بالای حریمش هست ((ستارالعیوب)) ، زائرش مدیون آن گنبد طلایی می شود...
بدونه هر کی دلش دیوونه ی کرب و بلاست...کربلای مستمندا حرم امام رضاست...صحن سقاخونه ی امام رضا صفا داره...حرم امام رضا شراب کربلا داره.... اگه کعبه خونه ی خدا ثواب حج داره...شهر طوس برا خودش یه ثامن الحجج داره....اگه اغنیا طواف خونه ی خدا میرن...فقرا و ضعفا زیارت رضا میرن.... سلطان علی موسی الرضا....... سلطان علی موسی الرضا
داستان زیبای عروسی
یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند. هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند. لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود... برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند. از اینكه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود، کاش می آمد. خیلی از كارت ها مخصوص بودند. مثلاً فلان دوست و فلان رئیس.
خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میكرد كه حتما بیایند و اگر نیایید دلخور می شوم. دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند و خوش بگذرانند. تدارک هم دیده بود. آهنگ و ارکست هم حتما باید باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها! بهترین تالار شهر را آذین بسته ام. چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود. آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود... همان شبی که هزار شب نمیشود. همان شبی که همه به هم محرمند. همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم... همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست. آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید. همان شبی که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند حتی دایی اش، اما...
کاش امام زمانمان «عج» بود. حق پدری دارد بر ما... مگر می شود او نباشد؟ عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود. به تالار كه رسید سر در تالار نوشته بودند: (ورود امام زمان"عج" اكیداً ممنوع!)
دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارک! ولی ای كاش كاری میكردی تا من هم می توانستم بیایم... مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید. دخترم من آمدم اما... گوشه ای نشست، دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دختر دعا کرد... .
عاشق که شدی خطا نباید بکنی
حتی به خودت جفا نباید بکنی
حالا که شدی چشم به راه مهدی(عج)
جز بر فرجش دعا نباید بکنی…
اللهم عجل لولیک الفرج
برآیینه جمال داور صلوات / بر روشنی چشم پیمبر صلوات
برحضرت معصومه فروغ سرمد / بر دسته گل موسی جعفرصلوات . .
طرف تو قسمت Work At پروفایلش نوشته
“مدیر دلداری مسافرهای جا مونده از پرواز در فرودگاه”
من برم با اسید کلریک یه دوش بگیرم با اجازتون !!!
به قلبم سوره کوثر نوشتند
دلم را بنده قنبر نوشتند
به کوی عاشقی،
در لوح سینه
صد و ده مرتبه حیـــدر نوشتند . . .
یا علی....
امام حسن(ع):
اگر خواهان عزتی بی آن که خویشاوندانی داشته باشی و هیبت خواهی
بی آن که فرمانروائی داشته باشی، از ذلت نافرمانی خدای سبحان بیرون شو
و به عزت فرمانبری از او، پناه بر
بعضیا همچین خودشون رو میگیرن انگار دی اکسید کربن میگیرن و اکسیژن خالص پس میدن ! دانشمندا هنوز اسم خاصی برای این دسته پیدا نکردن...
خــــدایــا یــه بُــــر بــه ایــن زنــدگیــمون بــزن
شایــد دو تــا حکــم افتــاد دستمــون
که هــر نامــــردی آســش رو بــه رخ مــا نکــشــه
.
خدا تلفن ندارد ، اما من با او صحبت میکن�
فیسبوک ندارد ، اما من دوست او هست�
توییتر ندارد ، اما من او را دنبال میکنم . . .
هر وقت دلت را زدند از تیرگےِ چادرت... سیاهےِ کعبه را به یاد بیاور که همرنگ توست... بانویِ همرنگِ خانه ےِ خدا... افتخار کن به رنگِ چادرت.. که همرنگِ چادرِ خانه خداست...
امشب ای اهل دعا روح دعا می آید
پسر خامس اصحاب کسا می آید
مؤمنین گرد هم آیید به محراب دعا
صف ببندید که مولای شما می آید
میلاد سید الساجدین(ع) مبارک باد
دو ماه از دو افق در دو شب تجلّی کرد
یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش
دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان
یکی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش
یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل
که جان خویش به کربلا بداد به راهش
اعیادشعبانیه مبارک...
حسین سلطان عشق،عباس ساقی عشق،زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق.
کاروان عشق در راه است و خود “عشق”نیمه شعبان خواهد آمد…
اعیاد شعبانیه مبارک
یکی از فانتزیای عیدم این بود که مراسم عید دیدنی مثه مراسم خواستگاری بشه وسط مراسم یکی بلند بگه : خب دیگه بریم سر اصل مطلب ؛ بعد همه عیدیاشون رو بدن ما انقدر معطل نشیم ...!