f

fati

@torob · ۶۱ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۲ رأی)

س
سها ۱۲ سال پیش
پیام

یادمه بچه بودیم تو گذشته ی دور
اون زمان ک قلب ما پر بود از شادی و شو
روزی ک تورو دیدم موهاتو بافته بودی
با گل سفید یاس گلو بند ساخته بودی
بعد ازون روز قشنگ از خدا راضی شد�
از دم صبح تا غروب با تو همبازی شد�
چ روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت
تا ی چشم بهم زدیم روزو هفته ها گذشت
یادمه روی درخت دوتا دل کنده بودی�
ساله بعد ازون کوچه ما دیگه رفته بودی�
شاید اون دل تا حالا خشکیده رو ساقه ها
شایدم بزرگ شده زیره بال شاخه ها!

س
سها ۱۳ سال پیش
جوک

رفته بودم پاساژ واسه خریده لباس
رفتم تو ی بوتیک،فروشندش ی پسر بود
اما من اول فک کردم دختره ^ _ ^
طرف قیافش عینهههووووووووو دختراااااااا بود !!!
همچین زیر ابرو برداشته بووود ریمل زده بود تازه کرم برنزه هم زده بود
موهاشم ک تا رو شونش بود
قیافه من تو اولین نگاه o.O
تازه برگشتم گفتم:سلام خانوم ^ _ ^
من هنوزم اینجوریم O.o

س
سها ۱۳ سال پیش
جوک

آخ ک چقد این پسرا حسوووووووووودن
چن شب پیش خواستم حرصه مخاطب خاصمو درارم اس دادم:وااااااااایییییییییی نگاه کن احسان علیخانی چ با نمکههههههههه
اس داده:اییییییشششششششششش کجایه این نچسب با نمکههههههه
خخخخخخخخخخ تا 2 روز باهام سرد بوود
آی آق پسرااااااا حسودی نکنییین که بد نقطه ضعفیه =))))

س
سها ۱۳ سال پیش
پیام

جمله ای ازت شنیدم توی آخرین تماس�
مثه ی غریبه گفتی من تو رو نمیشناس�
با ی لحن بی تفاوت زندگیمو تیره کردی
گفتی ممنون میشم از تو اگه دیگه بر نگردی
تا شنیدمش شکستم،ب کسی چیزی نگفت�
با خودم قرار گذاشتم دیگه یاد تو نیوفت�
آخه من چطوری دیگه نشنوم صداتو
چجوری ببرم از یاد لحن خوبه خنده هاتو
آرزوم رفته ب باد،من مزاحمت نمیش�
آخرش نشد بمونی واسه همیشه پیشم. . .

س
سها ۱۳ سال پیش
جوک

روزه مادر بود رفتم گل فروشی که واسه مامان گرامیو عزیییییییییییییز�
گل بخر�
آقااز بیرون داشتم گلارو نگا میگردم کناره مغازه هم کبابی بود
لامصب ی بوی کبابی میومددددددددد :))
برگشتم ب صاب مغازه گفتم:آقااااا گلاتون سیخی چنده؟
گل فروشه o.0
من :(
گل :))
سیخ :))))))))))

س
سها ۱۳ سال پیش
پیام

ویژه"D$D$D"
قبلا واست نوشته بودم ک وقتی رفته ارزش فک کردن نداره
اما حالا....
خودم فهمیدم ک نمیشه
آخ ک دارم میسوزم وقتی میدونم تنها 3روزه دیگه برا منه
نمیشه بهش فک نکرد ب کسی ک روزی تمامه زندگیت بود و هست...
دعا کن برام تا خدا بهم صبر بده........

س
سها ۱۳ سال پیش
جوک

بابام ی مدت پیش میخواس بره پا بوسه امام رضا(ع)
گف اگه حرفه خاصی داری بگو تا برم رو ب حرم ب آقا بگ�
منم گفتم:سلامتی همه دوستای 4جک عززززیییییزززززمممممممممم�
خو الان ب من میگن ی دوسته خوب :-)
بزززززززززززنننننننننن لایکوووووووووووووووو

س
سها ۱۳ سال پیش
پیام

خیلی تو مخه
صدای تیک تاک ساعت...
منو یاده زمانی میندازه ک ب ساعت چشم میدوختم و منتظر زنگت بود�
اما حالا....
ب ساعت چشم دوختم و تک تک لحظه های باتو بودن رو مرور میکن�
یادش یخیر چقد شیرین بودن طعم بودنت
و چقد تلخه طعم نبودنت
تلخ؟؟؟؟؟؟
ن مانند زهر کشنده...
کاش......
کاش.....
کاش....
کاش تو...
کاش تو سهم من بودی...
من ستاره "سها"..
و تو ماه من..
کاش..
تو ماه من بودی.........................................................................
لایک=زندگی ام با نبودنت رنگی ندارد.

س
سها ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ها من 13 سالم بود عاشقه ی پسره مغرور شد�
خیلی خشگله،جدا نمیدونم بخاطره چی عاشقش بودم هنوزم هست�
ولی......
یکی از اشناهای دورمونه پسره
از دهن یکی شنیدم ک گفت:گفته از تو خوشش نمیاد همش اداتو تو خونه در میاره میخندی�
خدا میدونه چ حالی داشتم اون لحظه
بازم ب معرفت مخاطب خاصی ک داشتم یک سال باهام موند و الانم دوماهه گذاشته رفته
ولی هنوز از کسی نشنیدم ک مسخرم کرده باشه.....
چقد دلتنگشم.....
:-(((((

س
سها ۱۳ سال پیش
پیام

واسه لابستر***
اونی ک درباره رفتن ب کربلا نوشته بودی وقتی داشتم میخوندمش
اشکام بی اختیار سرازیر شد�
حالا ک فک میکنم خیلی دختره بدیم،تو محرم فقط ی بار برا امام حسین گریه کردم
بقیش همه واسه شکسته عشقیم بود
چقد از خودم بدم اومد...........
داداشی فک نکن ب گذشته،ب فکر ایندت باش
امیدوارم ب خواسته های قشنگت برسی :-)

س
سها ۱۳ سال پیش
جوک

دیشب مامان با بابام سره دیدن فیلم دعواشون شد
مامانم میگف بزن فیلم ببینیم بابام میگف ن باید اخبار نگا کن�
مامان منم هرکاری میکرد نمیتونست کنترل رو از بابام بگیره
بابامم کنترل رو قایمش کرد تا مامانم پیدا نکنه:-)
مامان و بابا ک من دارممممممم!!؟؟ :-)

س
سها ۱۳ سال پیش
جوک

چن روز پیش داشتم میرفتم سوپرمارکت سره کوچه خرید کن�
دیدم جلو خونه یکی از همسایه هامون ی 206 سفید کثیففففف پارک بود
رفتم رو شیشه ش نوشتم:ی دستی بهش بکش شاید تمیز شد
موقع برگشت دیدم ی پسره جلو ماشین واستاده داره رو سره ماشین دست میکشه
ی لحظه واستادم با تعجب نگاش کردم،وقتی متوجه من شد ی لبخند زد گفت:
خودت نوشته بودی ی دست بکشم بهش
خو احمققققققق منظورم این بود بشورش
د آخه خداونداااااااااااا ما با کیا شدیم 75میلیون نفر!!!!!!!!!!!