دانشجویی تعریف میکرد:
این ترم اونقدر بد انتخاب واحد کردم که
.
.
.
.
سرایدار دانشگاه کلیدا رو داده بهم
تا آخر شب در دانشگاه رو ببندم و
صبحم چایی رو دم کنم تا اونا برسن!
پاییـز
اونجایے قشنگتر میشه کہ
به اندازه ے تمام
برگهایـے که
روی زمین میریزد
برای همدیگــہ
اروزهای خوب
داشتــہ باشیم...
معلم:
چرا عشایر هر فصل کوچ میکنند؟
دانش آموز :
چون در اطراف چادر دیگه جایي برای ریدن نیست!!
میگن بعضیا رو هر چقدر نگاهشون کنی سیر نمیشی...
.
.
.
.
راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم:
بعضیا هستم!
امان از مردمی که با حسادت و عیبجویی موفقیت دیگرانو کمرنگ جلوه میدن. توی pes خواهرزادمو با اختلاف ۲ گل بردم، یکی میگه چرا تو واسش تیم انتخاب کردی، اون یکی میگه چرا دستهشو وسط بازی خاموش کردی، تازه باباش پررو پررو میگه وقتی پوشکشو عوض میکردن باید استپ میزدی
به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا، سرایم...
یکی بهم اسمس داده :
من عسل هستم . اگر باک بنزین ماشین پدرت را پر کنی ، حاظر به دوستی با تو خواهم بود .
بابا جان به خدا این راهش نیستا...
استاد فیزیکمون یه سوال داد گفت هرکی اینو حل کنه 50 تومن میدم بهش من رفتم حلش کردم یکم نگام کرد بعد گفت من 100 تومن میدم بت فقط بگو چجوری ریدی به سوال
خانمم میگه یه خاله داره که خنگ بازی هاش زبانزد فامیل شونه!
وقتی تازه توی یه بانک خصوصی استخدام شده بود، برای به موقع رسیدن صبح زود با ماشین راه می افتاد. هر روز، توی مسیر رفت و برگشت، از زیر یه پل عابر پیاده نزدیک خونه شون رد می شد. چند وقت ذهنش درگیر این مسئله بود که چرا شهرداری صبح خط کشی می کنه بعدازظهر اونو پاک می کنه و چرا خط کشی مشکیه!؟ نه سفید. حتی توی اینترنت هم سرچ کرده بود، آیین نامه های راهنمایی و رانندگی کشورهای مختلف!؟ رو خونده بود ببینه خط کشی مشکی چیه. آخر سر یه روز می زنه کنار، پیاده میشه، میره روی خط کشی می ایسته. حالا حدس بزنین چی بوده، خانم سایه نرده های پل عابر پیاده رو خط کشی عابر پیاده می دیده!!!!!!!
خاله خانمم :@
خانمم بعد از تعریف کردن :
من بعد از شنیدن داستان :)))))))
شمام از نظر مامانتو از وقتی به دنیا اومدین هر چیز خواستین داشتین؟
یا فقط مامانه منه؟؟؟
مسی توپ طلا شیشم رو برد
و اما رونالدو ....
فلافلی زد :/
دقت کردید تو فیلم های ایرانی زنه بچه دار نمیشه ,عیب هم از شوهرشه !
بعد میره امامزاده میاد,بچه دار میشه.!
من شخصا به سرایدار امام زاده مشکوکم!
;-)
دوران ابتدایی نفری دویست تومن از بچههای کلاس میگرفتم که مشقاشونو بنویسم،
بعد میبردم تو کوچه نفری صد تومن میدادم به بچههای محل اونا مشقارو بنویسن.
بابکزنجانی اون دوران بودم. :)))
جلال آل احمد توی نامهاش به "سیمین دانشور" نوشت :
با هر کس حرف میزنم اولین کاری که میکنم این است که حلقهام را طوری به رُخش بکشم که او از من بپرسد،که ازدواج کرده ای ؟
و من حرفم را به تو بکشانم
و بعد عکس تو را نشان بدهم...
حالا متاهلا به هم میرسن حلقه ازدواج رو شصت جا قایم میکنن !!!
دقت کردین اکثر خوشحالیامون دلیلش رفع بدبختیهاییه که اصلا نباید وجود داشته باشن¿¡¡
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 45934
کل بازدید: 535011858










