اقایه روحانی الان داره با خودش میگه شبه یلدا که قیمتارورو بردم بالا میفهمین دنیا دسته کیه
لعنتیایه مقاوم
The weak can never forgive.forgiveness is the attribute of strong.
انسانهای ضعیف هرگز نمیتونن ببخشن.بخشش ویژگی آدمهای قویه.
آخه خدا چرامن از داداشم سانس نیاوردم با خوانواده رفتیم بیرون نصفه شب بود یه چیز خواست بابام گفت نه بعد داداشم گفت اصلا غلط کردم ماچت کردم دیگه ماچم نمیکنیا خلاصه انقدر بابامو تهدید کرد که فوری رفت براش خرید حالا اگه ما اینکارو میکردیم بابامون دوتا دستمون رو میگرفت قشنگ نصفم میکرد
من????????????
از این پس به جای وقت گل نی بگویید
هر وقت گالری طنز آپدیت شد.
:/
یه شغل جدید پیدا کردم
از فردا میخوام یه بلیط صندلی توی BRT بخرم بعد خودم وایسم کنارش
جامو دو برابر قیمت به هر کسی خیلی خسته بود بفروشم
یکی از فانتزیام که از قضا خیلیم پیگیر عملی شدنشم^_^ اینه که شبانه و کاملا یواشکی:) برم اصفهان، محل تدریس ابن سینا( که احتمالا موزه شده باشه) و با چراغ قوه ی صورتی خودم ^_^ لابه لای دیوار و زیرِ زمین و... بگردم و چند تا کاغذ قدیمی که حسابی زررد شدن و درشُرُف پودر شدنن پیدا کنم. بطور نامحسوس ببرمشون توی آزمایشگاه خصوصی خودم (چه غلطا :| ) وچندین مااااه شبها تا صبح بیدار بمونم و روی اونها تحقیق کنم و به نتایج شگررفی برسم و کلی بیماری جدید و داروها و واکسن های خاص با کمک حکیم بوعلی کشف کنم و مردم رو در برابر اون بیماری ها بیمه کنم :)
در نهایت با انجام این پروژه ی عظیم ،خودم رو هم از تهیه هر گونه پروپوزال و ارائه پایان نامه بیمه کنم =)))
روانی متخیل هم خودتونید^_^
واحد زمانیِ زندگیِ من
نفس ڪشیدن
بر حسب بودن در ڪنارِ توعه
تو ایران اگه زلزله نکشتت سیل میکشه، اگه آلودگی هوا نکشتت آتشسوزی میکشه، اگه ایدز نکشتت آنفولانزا میکشه
تازه اگه همه اینارو رد کنی و از فقر هم نمیری با گلوله میکشنت
( -_-)
خانم قاضی: تو مردی؟
متهم: چی؟!
خانم قاضی: پرسیدم تو مردی
متهم: آره!
خانم قاضی: مردا خوب بلدن دروغ بگن پس توام دروغ میگی ببرینش
همیشه وقتی داستان کسل کننده می شود
نویسنده یک عنصر جدید وارد داستان می کند
اگر زندگی شما کسل کننده شده است
منتظر اتفاق جدید باشید
رازبقا داشت میگفت لاشخورهاااا در حال نزدیک شدن هستند.
یه دقیقه بعد شوهرعمم اینا زنگ آیفون رو زدن.
حقیقتا برگام ریخت از این پیشگویی
رفتیم خواستگاری، دختره گفت:
من خونه دارم ماشین دارم شغل هم دارم جهیزیمم آماده ست.
به باباش گفتم حاجی خداوکیلی اینجوری خیلی زشته من خجالت میکشم ، ما میریم خونمون شما فردا بیاید خواستگاری من :/
بزرگ ترین شکستی که خوردم مال موقعی بود که اومدم دوباره جوک خودم رو لایک کنم که با پیام
《شما یک بار رای دادید》 مواجه شدم
*(*۵*)*
خیلی مهمه اسم بچه رو چی میزارین
مثلا " ممد " هر موقع بهش بگین میره نون میگیره
ولی این کار از " امیرفرشاد " خیلی بعیده
خلاصه از ما گفتن :)
رفته بودیم خونه خالم اینا
دهه نودیای فامیل داشتن بازی میکردن :|
امیرعلی:محمد سام برو به مامانم بگو من مردم
محمد سام: زندایی امیر علی مرده واقعا مرده ها بعد داد میزنه:
امیر علی بش گفتم و امیر علی داد میزنه:محمد ساممم:/
برو یکم رب بیار انگار خونی شدم*-*
من میرم زیر پتو معلوم نباشم بگو روحشم دراومده ...
بعد به ما هشتادیا میگن گودزیلاo_O
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 45934
کل بازدید: 535007168










