دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

‏یهو امشب ساعت دوازده نت کلا قطع میشه
مسئولین سورپرایز خیلی دوست دارن

قبل از ملی شدن اینترنت و گم کردن همتون
پیشاپیش شب یلدا، ولنتاین و عید رو به همتون
تبریک میگم :)

واسه هرکس که وقت گذاشتیم
آخرش گفت توهم که همش بیکاری

تنها کافیست؛
انگشت هایت لابه لایِ
انگشتانِ دست هایم
قفل بشوند؛
تا از تمامِ آرزوهای دنیا دست بکشم!
امتحانش با #تُ


مردمی که سیاستمداران فاسد ، حقه بازان ، دزدان و خائنین را انتخاب می کنند قربانی نیستند ، بلکه شریک جرم هستند.

‏جای "آنچنان رونق اقتصادی" ش هنوز درد میکرد که فرمود "آنچنان شبکه ملی اطلاعات را تقویت کنیم" که درد قبلی رو یادتون بره!

  255679 | جوک جدید

چرا میخواید نرید مدرسه میگید بابابزرگ و ننه بزرگتون مرده ؟!
بگید خودتون مردید ، والا راحت میشید ، تازه نه یه روز نه دو روز بلکه تا اخر عمرتونم لازم نیست برید مدرسه
خیلی باحاله

  255678 | جوک جدید

دیشب خیلی خوابم میومد حوصله نداشتم برم دستشویی تا صبح خواب میدیدم توی صف دستشویی هستم


خیلی خوشحالم از اینکه شانس اوردم تو خواب نوبتم نشد

  255677 | جوک جدید

★ ــــــ★ 1185 ★ــــــ★

یـ اسـتـادم داشـتـیـم
مـیـگفـتـن مـن خــــــیــــــلــی بـاکـلاسم
.
.
.
کـلِ هـفـتـه از صـبـح تـا شـب سـرِ کـلاسم
واسـه درآوردن یـ لـقـمـہ نـون

‏وقتی به قفسه‌ی سینه مامانم موقع خواب نیگاه کردم تا مطمئن بشم داره نفس میکشه همون موقع بود که فهمیدم چقدر از نبودنش میترسم*____*
وحشتناک نیست؟

جاتون خالی پارسال تابستون دسته جمعی رفته بودیم باغ °-°
اونجا یه نهری داشت ما هم بر لب آن ایستاده بودیم و گذر عمر می دیدیم •_•
ناگهان رفیق پسر عموم زنگ زد بهش و گفت کجایی ای وی ؟ =|
پسرعموم: من الان اونور آبم +_+
طرف: هنننن؟ @_@
و سپس به آنطرف نهر رفته و گفت: الان اومدم این ور آب :) هاااااهاااا :]
لب جوی ام :)

دست خط دکتر !
چیزی که تو می بینی: ∮₪₩₮£
چیزی که داروخانه می خونه : آسپیرین ۵۰۰ میلی گرم

یروز مرده از سرکار برمیگرده به خونه، وارد خونه میشه میره تو اتاق میبینه زنش رو تخته ملافه رو به دور خودش پیچیده.
بعد یه صداهایی ازتو کمد میشنوه، میره در کمد رو باز میکنه میبینه یه مرد اون توعه!
ازش میپرسه تو این تو چیکار میکنی!؟ مرد توی کمد جواب میده قربان دارم کمدتونو تعمیر میکنم. یاروهم قانع میشه بهش انعام میده.
بعدش از زیر تخت یه صداهایی رو میشنوه، به زیر تخت نگا میکنه میبینه یکی دیگه هم اونجاس! ازش میپرسه تو اینجا چیکار میکنی؟! طرف میگه قربان دارم تختونو تعمیر میکنم لطفا به منم انعام بدین. یارو دوباره قانع میشه و بهش انعام میده.
تو همین لحظه یه مرد دیگه در بالکن رو باز میکنه میاد تو اتاق میگه داداش منم داشتم زنتو میکردم به منم پول بده:)))
.
.
از این داستان نتیجه میگیریم که از پنجره های دوجداره وین تک در ساختمان ها استفاده کنیم تا صداها به بیرون از خانه نرود!

چ شکاری کردم براتون بعد اینهمه وقت!یه سوتی ناب از دوستم!
اومده بود خونمون من داشتم نقاشی میکشیدم یهو از کوره در رفت گفت ینی چی هروقت میخام پیشت باشم تو خودتی از خودت بیا بیرون بیا تو من:)

ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﺰﻳﺰﺍنی ﻛﻪ میخوان نامزد انتخابات مجلس شن ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ.
ﻗﺪﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺪونن!
.
.
.
ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﺎﻣﺰﺩی خیلی ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﻴﺮﻳﻨﻴﻪ
همش دورغ میگی، با دروغاتم خیلی حال میکنن ملت

بچه خواهرم تو جمع گفت اون چیه مردا دارن ولی زنا ندارن
بعد از اینکه از همه یه پس کتک خورد با گریه گفت جوابش میشه سیبیل
یعنی همه ذهنا منحررررف :/