دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

مامان این مدل مانتو خوبه بدوزم؟
- نه بابا این زنونست بدردت نمیخوره
( وقتی من بعد ازدواج همون مدل رو به مامانم نشون بدم)
مامان این مدل مانتو چطوره بدوزم؟
- این که دخترونست بدرد سنت نمیخوره
-_-:/

کاش مارو با اونایی که دوسشون داریم قرنطینه میکردن

‏روز جهانی پیتزا مال اون شهروند سوییسه که میره ونیز رو قایق با عشقش پیتزا و شراب میخوره،

تو بشین نون و رُبّت‌ رو بخور بگو هذا من فضل رَبّی.

  262221 | جوک جدید

چرا میگن زندگی جاریست؟بنظر من زندگی خواهر شوهره آخه خیلی رو مخه :)

می‌دونین اگه یه شیرینی فروشی آتیش بگیره چی میشه؟؟ شاید با خودتون بگین این جوک دیگه تکراری شده، خب معلومه دیگه ، تر و خشک با هم میسوزه.
ولی این مال قدیماست،با این شرایط اقتصادی اگه یه شیرینی فروشی آتیش بگیره صاحبش بیچاره میشه.

‏داشتیم با بابام فیلم هندی می‌دیدم یارو با یه موز زد ۶ نفرو کشت !
به بابام گفتم بزن کانال دیگه اینا همش خالی‌بندیه
برگشت گفت خالی بندی اینه که راننده تاکسی سیگار میکشه تو بو میگیری :)))

نگران نباش پدربزرگ.."حال من خوب است" بزرگ شده ام
دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم !
آموخته ام
که این فاصله ی کوتاه بین لبخند و اشک نامش " زندگیست "
آموخته ام
دلم را سرکوب کنم که بهانه ی نبودنت را نگیرد
راستی ..دروغ گفتن را نیز یاد گرفته ام ..
حال من خوب است..!!
خوب خوب !!!!


روحتون شاد :)

هر وقت تونستی با نخایی که تو خیابون و فضای مجازی بهت میدن، یه دستکش درست کنی برای دستای یخ زده‌ی پدر کارگرت هنرمندی...

  262216 | جوک جدید

اگه از روی شانس بخایی حساب کنی...
.
.
.
.
.
.
سنگ ماه تولد من میشه سنگ توالت

فیلم عروسی فقط تا دو سال فیلم عروسیه! بعد دو سال تبدیل میشه به یه فیلم کمدی، که هر پنج سال سطح کمدی بودنش بالاتر میره ~__~

اگه قرار باشه خوشگلا و خوش تیپا عمر کمتری کنن چون زیاد چشم میخورن
.
.
.
.
.
من تا دویست سال آینده زنده ام

هر پدر و مادر ایرانی :
ما اگه امکانات الان شما رو داشتیم جانشین پرفسور سمیعی شده بودیم!


داداشم یه دو هفتس داره میره بدن سازی
تو این دو هفته واسه باز کردن هر شیر آب باید دو ساعت زور بزنیم

همه یک روز
به گذشته برمیگردیم
برای کسانی که دوستمان داشتند
و ما رهایشان کردیم
سخت خواهیم گریست...!

‏خوشیامون شده مثه وقتایی که معلم نمیومد، تا میرفتیم تو حیاط بازی کنیم مدیر از پشت پنجره داد میزد برید سر کلاس میخوام باهاتون ریاضی کار کنم.
همینقدر کوتاه!