دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

تمام فک و فامیل جمع بودیم از کوچیک تا بزرگ
خالم نامزد بود رفت دسشویی خییلی طول بر اومد بیرون مادر شوهرش بهش گفت عروس گلم چرا طول کشید خواس بگه گلاب به روتوت اسهال داشتم گف اسهال به روتون گلاب داشتم تمام فامیل داشتن دیوار میز غذا ها کف حیاط رو گاز میزدن از خنده الان 60سالشه هنوز ازدواج نکرده

  257228 | جوک جدید

بعد از تموم شدن قرنطینه خونگی باید یه هفته اب هویج بخوریم تا ضعف بیناییمون از بین بره!

بسم الله الرحمن الرحیم

❗️مردم عزیز

⛔️النظافت من الایمان ⛔️

⬇️ وگرنه... :

⛔️انا لله و انا الیه راجعون ⛔️

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته ✅

#کرونا_جدی_است

تو دبیرستان یه دوستی داشتم تعریف می کرد که یه بار می خواسته برای یه نفر که تابحال نیومده بوده شهرما،به اصطلاح شهرمونو معرفی کنه. اینم چند باری تو حرفاش تاکید کرده که شهر ما یه شهر تروریستی هستش، بعد دوستم میگفت من میدیدم این همش با تعجب نگاه می کنه وهیچی نمیگه..
بعدا متوجه میشه که علتش چی بوده...

تروریستی ):

توریستی (:

شهرمون /:

اون زمانا هر چند سال یکبار بابام عوض کفش یک قایق میخرید میگفت بپوش اندازت میشه! چند قدم باید توش راه میرفتم که برسم به آخر کفش.



شلدون: من اخیرا یه خوابی دیدم، که یه غول شدم. اما همه چیز دور برم به همون اندازه بزرگ شده بودن، بخاطر همین هم عادی بنظر میرسیدن.

لئونارد: پس از کجا فهمیدی که غول شدی؟ وقتی اندازه همه چیز عادی بود

شلدون: من یه شلوار با سایز یه میلیون پوشیده بودم


سریال Big Bang Theory

سخت‌ترین زمان برای دروغ گفتن به آدما،
زمانیه که انتظار دارن دروغ بشنون
✔️Imitation game✔️

  257221 | جوک جدید

لامصب انقدر صدا سیما گفت دستان خود را بشویید فکرم فقط روی دستامه.
از دستشویی اومدم بیرون سریع دستمو شستم.یادم رفت باسنمو بشورم

دقت کردین ملت یه جوری با ماسک و دستکش قیافه میگیرن انگار همین الان سر عمل باز قلب بودن و دوتا پیوند کبدم انتظارشون میکشه

اعتراف میکنم ۵۰ ٪ لایک هام خودم زدم با گوشی فامیل ،دوست ،آشنا ،تهدیدو...

  257218 | جوک جدید

اینقدر این چند وقت دستامو شستمو بهداشتو رعایت کردم که دوست دارم وقتی کرونا از ایران رفت یک ماه حموم نرم.

اگه آماده ای بلند شو
چون جای آدم آماده رو کاناپه نیست

‏‏یارو اومد تو مغازه به بچه ش تلفنی گفت: بگو اسمشو. بعد رو به فروشنده گفت: یه ps4 بده با یه فوتبال بعدم کارت کشید و گرفت و رفت و من زمستان شدم!

  257214 | جوک جدید

یه روز یکی اشتباهی زنگ زد گفت: امیر اونجاست
گفتم:نه نیست
گفت:پس اگه اومد بگو زود بیاد خونه
منم گفتم:چشم
امیر جان اگه این پست رو میبینی برو خونه نگرانتن

دیروز ناهار عدسی خوردیم شب خوراک لوبیا خوردیم امروز واسه ناهار همونارو دوباره داغ کردیم خوردیم،


احتمال زیاد امشب نتانیاهو عکس خونه مارو نشون میده میگه اینجام دارن بمب اتم درست میکنن :))