دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

ادم باید یکیو داشته باشه ک هر اتفاقی هم افتاد بره تو بغلش بگه همین که تو هستی "کافیه برام":)

یه بار رفته بودم تولد دوستم به مادرش گفتم "تبریک میگم"
گفت "ممنون ایشالا قسمت شما بشه":/
منم هول شدم گفتم "مرسی همچنین"://
اصن سوتی در سوتی-___-

بچه ای از پدرش پرسید سیاست یعنی چی؟
پدر میگه : برای تو ۱ مثال درمورد خانواده خودمون بزنم ؛
من حکومت هستم ؛
چون همه چیز رو من تعیین میکنم .
مامانت جامعه هست چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه.
کلفتمون ملت فقیر و پا برهنه هست چون از صبح تا شب کار میکنه و هیچی نداره.
تو روشنفکری چون داری درس میخونی و پسر فهمیده ای هستی .
داداش کوچیکت هم که دو سالش هست نسل آینده است ...
پسرک نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره و می بینه زیرش رو کثیف کرده می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار میکنه مادرش از خواب بیدار نمیشه.
میره تو اتاق کلفتشون که اون رو بیدار کنه میبینه باباش با کلفتشون خوابیده !!!!!
فردا صبح باباش ازش می پرسه ؛ پسرم فهمیدی سیاست چیه ؟
پسر میگه :
بله پدر؛ سیاست یعنی اینکه حکومت ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو میده در حالی که جامعه به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هرکاری می کنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه در حالیکه نسل آینده داره توی كثافت دست و پا می زنه ... :|

رفته بودم خونه داییم اینا زنداییم داشت نماز می خواند بعد نماز می بینم هی می خنده می گم چرا انقدر می خندی می گه که تو که غریبه نیستی زمانی که محیا ( دختر داییم ) از پوشک گرفتم یه روز وقتی داشتم نماز می خوندم محیا میاد میگه مامانی دستشویی دارم بعد می بینه که من دارم نماز می خونم به حرفش اهمیت ندادم هیچی دیگه وایستاده کارش انجام میده حالا من نمیدونستم گریه کنم بخندم نمازمو ادامه بدم

  259161 | جوک جدید

ما ایرانیا رو ببرن جهنم هم بد و بدتر میکنیم کنار میایم. مثلا یه عده میگن داریم میسوزیم تو آب جوش یه عده دیگه میگن بیاید اینجا آبش ولرم تره

➿فوری❗❗❗

یک فلج مادرزاد توسط حسن روحانی شفا یافت!!!!
خانواده این فرد گفته اند وقتی سخنرانی حسن روحانی درحال پخش بود فردی که فلج بوده بلند شده و تلویزیون را خاموش کرده است ☺

مَن بِدونِ رِفیقآم بِهشتَم نِمیرَم!♥️

بیا باور کنیم گاهی خوددمان میخاهیم حال خودمان بد باشد
گاهی ما به خودمان ظلم میکنیم
گاهی خودمان ب خودمان خیانت میکنیم
.
.
.
گاها این گاه به گاهی ها را از زندگی پاک کن
آنوقت خواهی دید زیبا زیستن را.

اینقدر که ما ایرانیا به ماه تولدمون می نازیم
هیتلر به ابهتش نمی نازید.والا......|:

چند ماهی بود که نامزد کرده بودیم همسرم سرباز بود تو شهر دیگه .. یبار براش تیکه نون با خیار و گوجه گذاشتم تا با دوستاش بخورن .. دوستای همسرم که مجرد بودند و از ازدواج میترسیدند همسرم از من خیلی تعریف کرده بود که خانومم کم توقعه و مهربونه و... (اخه از قدیم گفتن هرکی بیفته ته فاضلاب دوست داره همه رو بکشه پایین پیش خودش خخخ) خلاصه به گفته همسرم داشتن خیار گوجه و نون رو میخوردن یکی از دوستاش گفته حالا که اینقدر از خانومت تعریف میکنی نمک نزاشته ؟ اونم با غرور گفته چراااااا نذاشته .وقتی نمک یکبار مصرف بسته بندی شده رو از نایلون باغرور تمام برداشته که بده به دوستاش ... با کمال ناباروری دیده بسته سماغه ... خخخخ
خلاصه اونجا سریع تصمیم گرفته از یاد رفتن نمک بهتر از برچسب خنگ بودنه زنشه .... خخخخخخ

انتظاری که من از سیستم بدنیم دارم اینه که یه کیک تولد رو یه جا بخورم، نه

احساس دلزدگی کنم نه احساس سیری، اصلا هم چاق نشم وبرای یدنمم ضرر نداشته باشه

این توقع زیادیه؟

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود
گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
ازهرچه زندگیست دلت سیر می شود
گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت
گاهی چه زود فرصت مان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

قیصر امین پور

‏راننده تاکسی داشت از بدبختیاش میگفت. گفتم حاجی بسه دیگه منم کلی بدبختی دارم. گفت یکیشو بگو.


گفتم شیر آب سرد دستشوییمون خراب شده، پنج ثانیه بیشتر وقت ندارم خودمو بشورم!



وسط اتوبان دستی رو کشید قفل فرمونو درآورد. منم فرار کردم دوید افتاد دنبالم

  259152 | جوک جدید

‏روحانی گفته دولت نگذاشته زانوی آمریکایی‌ها برگلوی ملت فشار آورد و نفس آنها را تنگ کند!
حالا اگه صلاح میدونید زانوی تدبیرتون رو از گلوی مردم بردارید که بتونیم بایستیم تشویقتون کنیم

‏عروسی پسرداییم بود همش وسط میرقصیدم

یه خانم زل زده بود به من میخندید

رفتم یواش به مامانم گفتم فک کنم اون زنه ازمن خوشش اومده

گفت اره اتفاقا اون مادرعروس الان به من گفت این کیه داره گندمیزنه به مجلس مهمونای شماس؟

منم گفتم نه نمیشناسیمش:/