#فک و فامیله داریم

~
~Afsa ۶ سال پیش
جوک

من: ضعف دارم حالم خوب نیس•_•
خانواده آمپول تقویتی هایی که دکتر هشت ماه پیش بهم داده بود رو درآوردند.(هشت تا داده بود لامصب سه تاشو با التماس نزدم) و درازم کردند
و من با هجده سال سن اشک تمساح می ریختم T-T
من: غلط کردمممم آییییی
و عمه ی دکتر را مورد عنایت قرار داد�
حالا آمپوله رو بهم زدن، میگن راه برو سریع پخش شه تو بدنت ضعفت از بین بره :/ یه دوتا قر هم بده :/ بعد غش غش خندیدند =|
بهزیستی: +_+

H
H.G ۶ سال پیش
جوک

خانمم میگه یه خاله داره که خنگ بازی هاش زبانزد فامیل شونه!
وقتی تازه توی یه بانک خصوصی استخدام شده بود، برای به موقع رسیدن صبح زود با ماشین راه می افتاد. هر روز، توی مسیر رفت و برگشت، از زیر یه پل عابر پیاده نزدیک خونه شون رد می شد. چند وقت ذهنش درگیر این مسئله بود که چرا شهرداری صبح خط کشی می کنه بعدازظهر اونو پاک می کنه و چرا خط کشی مشکیه!؟ نه سفید. حتی توی اینترنت هم سرچ کرده بود، آیین نامه های راهنمایی و رانندگی کشورهای مختلف!؟ رو خونده بود ببینه خط کشی مشکی چیه. آخر سر یه روز می زنه کنار، پیاده میشه، میره روی خط کشی می ایسته. حالا حدس بزنین چی بوده، خانم سایه نرده های پل عابر پیاده رو خط کشی عابر پیاده می دیده!!!!!!!
خاله خانمم :@
خانمم بعد از تعریف کردن :
من بعد از شنیدن داستان :)))))))

ک
کچل خسته ۶ سال پیش
جوک

کچل خسته(یه شیرازی خسته)
یکی از بچه های فامیل کلاس دومه میگفت دیگه گوشی های هوآوی مثل قبل نیست چون به خاطر تحریم تراشه snap dragon ندارن :|
اونوقت من همسن این بودم بزرگ ترین دغدغه ام این بود چرا وقتی تو شیراز تابسونه تو تهران هم تابستون هسته
دهه هشتادی هم هستم

ر
روشا:) ۶ سال پیش
جوک

چن روزی مامانم مسافرت بود بابام غذا درست میکرد بعد که برگشت بش گفتم: درسته که تو تویه بیشتر کارا بهتری اما بابا ته دیگاش از تو خوشمزه تر میشه!
مامانم برگشت یه نگاهی به بابا بعد به من بعد به دیوار انداخت و گفت: کاش بابات میدونست زندگی مثه ته دیگع باید پاش وایسه تا درست شه :) بعد من:مامان جملت خیلی سنگین بود بیگ لایک *-* مامان: بزن قدش بابات ضایع شد! بابا: :/ من: بابا ابو هوا افق چطوره؟؟ بابا: نازی این دخترتو بگیرا :| مامان: ایش دختره لوس نگا کن اصن میخواد بین منوتو رو خراب کنه^-^ من:o_O مامان:اصن از منو شوهرم فاصله بگیر) سپس با عشوه:اسمال اقا سیبیل طلا چشم عسلی... /: (
میدونم اینا همش بخاتر علاقه زیاده :)

ر
روشا:) ۶ سال پیش
جوک

دخترایی که داداش ندارن میدونن چی میگم ما که داداش نداریم همیشه عقده اش باهامونه
ما کلا سه تا دختریم اولی پردیس دومی سارا ته تغاریم که منم*-*
منو مامانم داشتیم صحبت میکردیم بحث رف سر اینکه چرا من داداش ندارم؟ بعد مامان یهو گف : اصن ای کاش پردیس پسر میشد فرزند ارشد خانوادس:) من گفتم: نخیرممم سارا باید پسر میشد چون ویژگی هاشونو دارع کلا خیلی نمکدونه همش به همه تیکه میندازه از همه مهمتر رابطش با تو خوبه و مامانیه و پایه کلکلای منم هس*-*
مامانم گف اره بعد یهو نمیدونم چیشد گف: نه که فردا تعداد دوس دختراش از دستش در بره هی رنگ به رنگ دوس دختر عوض کنه؟ یهو بغض کرد که هی دخترا عاشقش شن اونم دلشونو بشکنه بعد نفرینش کنن؟؟ اصن من پسر نمیخوام! اصن سارا غلط کرده پسر شه و در همین لحظه سارا از کلاس زبان برمیگرده و مامان خیلی شیک و مجلسی در حالیکه به ارش کمانگیر گفته زکی مگس کش معروف فیروزه ایشو پرتاب میکنه سمت سارا : چطور دلت اومد با احساسات دخترا بازی کنی هان؟ اصن منکه میدونم تقصیر رفیقایه نابابه نه اصن بخاتر اینه که خوشتیپی هی دخترا میچسبن بهت اصن تو غلط کردی پسر شی :/
سارای بدبختم دهنش باز مونده بود)بعد از تیراندازی مامان دستش نابود شد^-^(
منکه ترکیدممممم�
مامانمو دیوونه کردیم. نه خداوکیلی مامانه من دارم؟؟؟ قراره تو مسابقه بهترین تیرانداز پشع کشی شرکتش بدم*-*
ملت دنبال نیمه گمشدشونن من دنبال داداشم:|

ک
کچل خسته ۶ سال پیش
جوک

کچل خسته(یه شیرازی خسته)
یکی از بچه های فامیل که خیلی پیله میکرد بده باتبلتت بازی کنم بار بردم تو اتاق گفتم نمایش کمدی باید تو تاریکی باشه .
خلاص تو همون تاریکی پلک چشمم رو برعکس کردم
چراغ قوه هم گرفتم زیر صورتم ،دیگه ترس اون توله سگو حدس بزنید
خدایی فک وفامیل دارن فامیل های ما

s
shery_Gh ۶ سال پیش
جوک

دختر 6 ساله دوست مامانم اومده نشسته کنار مامانم میگه
وااااااااای خاله جونی از کجاش برات بگم که تو هنوز جوونی ایشالا عروسیت با یه مرد قد بلند ایشالا عروسی خودم با امیر محمد خیلی پسر خوب خونواده داریه باباشم مازراتی داره والا خاله جون شوهر الانتو نمیدونم چجوری انتخاب کردی قد کوتاه کوفته زشته یه قد بلند خوشگل خوشتیب پیدا کن بعدددددد......
حالا نوبت اظهارش نظرش رسیده به من:والا شری تورو نمیدونم کدوم خری میخواد بگیره اگرم کسی بگیره خره دیگ نمیفهمه ازش انتظاری نیس خب خاله جون میگفتم برات که.....
ینی تف کرد تو شخصیتم :/

s
shery_Gh ۶ سال پیش
جوک

امشب داشتیم با خانواده پانتومیم بازی میکردیم رسید نوبت من شد جواب اصلیم شرت ماماندوز بود .منم هرکاری کردم نتونستم ب اینا بفهمونم مامان دوز چیه .حتی کلمه مامانم نمی فهمیدن که من هرچی ادای مامان بودنو بچه نگه داشتنو شیر دادنو دراورم نشد.یهو نمیدونم کدوم نخبه ای بود که از وسط مجلس باهوشیش گل کردو گفت :هاااااااا شرت شیر دهههههههههه
همه برگشتیم نگاش کردیم اینجوری0_o
اخه گا،ول من دارم میگم مامان
تو میگی شرت شیر ده؟
.
.
.من:/
شرت ماماندوز⊙_⊙
مادران شیر ده>_<
شرت شیر ده^_^
حضار$_$

ک
کچل خسته ۶ سال پیش
جوک

کچل خسته(یه شیرازی خسته)
شوهر خالم تعریف میکرد که اون اوایل که تازه پیتزا اومده بود ما رفتیم سفارش دادیم . بعد که اوردن به گارسون گفتیم چرا نون نیوردی .
گارسونه هم با یه لبخند که انگار تو دلش میگفت اینا چه اسگولایی هستن رفت نون اورد وما هم نشستیم پیتزا رو با نون ساندویچی خوردیم